تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
امام فرمود : اى دهقان به تو ننمايم نمونه‌هاى تقدير را در صورتى كامل ؟ گفت : چرا يا امير المؤمنين ، فرمود : اى دهقان ، همانا ما پديدار قطبيم ، و آنچه ديشب پنداشتى كه از برج من آتش فروزد بايدت كه بسود من قضاوت كنى ، زيرا روشنى و تابشش نزد من است و شعله‌اش از من ميرود ، اى دهقان اين قضيه‌ايست دشوار ، آن را حساب كن و از آن نتيجه بگير اگر دانائى به اكوار و ادوار ، فرمود : اگر اين را بدانى ميدانم كه بندهاى نى اين نيزار را شماره توانى . امير المؤمنين عليه السّلام گذشت و خوارج نهروان را شكست داد و كشت با غنيمت و پيروزى برگشت ، و دهقان گفت : اين دانشى نيست كه در دست مردم زمان ما است ، اين دانش مايه‌اش از آسمانست . 14 - سيد اين خبر را از اصبغ بن نباته به اين بيان نقل كرده كه چون امير مؤمنان عليه السّلام از نهر بين كوچيد و بنهروان آمديم پلش را بريده و كشتيهاى پل را ميخكوب كرده بودند ، آن حضرت فرود آمد ، قشون را به پل بوران فرستاد و بهمراهش مردى از يارانش بود كه در نبرد با خوارج مردد بود ، ناگاه مردى ميتاخت و چون امير المؤمنين عليه السّلام را ديد ، گفت : مژده باد يا امير المؤمنين ، فرمود : چه مژده‌اى دارى ؟ گفت : چون ديشب خبر نزول تو بخوارج رسيد پشت بگريز دادند ، على عليه السّلام فرمود : تو ديدى كه گريختند ؟ گفت : آرى ، فرمود : به خدا كه نه هرگز : نه از نهر گذشتند ، و نه از انثلات و نه از نخيلات تا خدا همه را بدست من بكشد عهديست معهود ، و قدريست مقدر ، از ما ده تا نكشند و از آنها ده تا نجات نيابند . در اين موقع مردى پارسى كه ستاره‌شناس استادى بود و مورد اعتماد مردم بود ، و حساب و ضرب و جبر و مقابله و تاريخ سندباد و جز آن را ميدانست پيش آمد و چون چشمش بامير المؤمنين عليه السّلام افتاد و بر آن حضرت درود فرستاد و خود را بنام « سرسفيل سوار » معرفى كرد و يكى از دهقانان مدائن بود ، ( و گفتگوى
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 197 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى