آفريد و همه جانوران زمين را فرا گرفت و خواب را آسودگى نمود و آن شب را به همين جهت شب سبقت ناميد و فرمود : منم خدا شايسته پرستشى نيست جز من آفريننده هر چيزم ، آفريدم آسمانها و زمين و آنچه ميان آنها است و آنچه زير خاك است در شش روز از ماه نيسان كه نخست ماه است از ماههاى دنيا و شب و روز ساختم و روز را براى كار و زندگى منور كردم و شب را براى خفتن و آسودگى ، سپس صبح روز شنبه شد .
خدا زبانها را از هم جدا كرد و همه خلائق براى عزت و جلال خدا تسبيح كردند و خلق او كامل شد و شب و روز استوار شدند و سپس روز يك شنبه دوم كه هشتم عمر دنيا بود آمد و خدا فرشتهاى را فرمود تا گل آدم را خمير كرد و بهم زد و خدا آن را چهل سال در خمير نگهداشت ، سپس آن را چسبنده نمود سپس سياه و بدبو كرد تا چهل سال سپس آن را خشكيده و چون گل كوزه كرد تا چهل سال سپس از صد و بيست سال كه گل آدم را خمير كرده بود به فرشتهها فرمود : راستى من آفريننده آدمى هستم از گل ، و چون او را ساختم و از روح خود در آن دميدم همه برايش به سجده افتيد ، گفتند : آرى .
در صحف گويد بدين لفظ : پس خدا آدم را بدان صورت كه در لوح محفوظ برايش نقشه كشيده بود آفريد ( على بن طاوس ، ميگويد : برخى مسلمانها جزئى از اين كلام را انداختند و گفتند : خدا آدم را به صورت خود آفريد و معتقد بجسم بودن خدا شدند ، و مسلمانان بتأويل اين حديث پرداختند ، و اگر تمام كلام صحف نقل شده بود نياز بتأويل نبود و باور كردنى بود بگواهى خرد درست ) در صحف گفته : سپس او را تنى ساخت و تا چهل سال بر سر راه فرشتههائى كه به آسمان بالا مىرفتند افتاده بود سپس نژاد پريان و تباهكارى آنان و گريختن ابليس را بدرگاه خدا ياد كرده و خواهش او كه با فرشتهها باشد و پذيرش آن را و هم آنچه را از پريان با ديد شد تا خدا ابليس را فرمود با فرشتهها فرود آيد و پريان را از زمين براند و او هم فرود شد و پريان را از زمينى كه در آن تباهى كرده بودند راند ، و كيفيت جاندادن
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 82
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٨٢