درنگ كند بمانند آنچه خلق را آفريده و مانند آنچه اهل زمين و اهل آسمان اول را ميرانده و چند برابر آن ، سپس اهل آسمان دوم را بميراند ، و به همين ترتيب بيان كرده تا مرگ اهل آسمان هفتم ، و فرمود : پس از آن درنگ كند بمانند دوران خلقت و دوران مرگ اهل زمين و اهل هفت آسمان و چند برابر آن سپس ميكائيل را بميراند سپس درنگ كند بمانند زمان آفرينش خلق و مانند همه اينها و چند برابر سپس جبرائيل را بميراند . و پس از درنگ همه اين مدت و چند برابرش اسرافيل را بميراند و پس از درنگ همه آن مدت و چند برابر عزرائيل را بميراند .
گفت : سپس خدا تبارك و تعالى مى فرمايد : از آن كيست امروزه پادشاهى ؟ و خود پاسخ گويد : از آن يگانه قهّار ، كجايند جبارها ؟ كجايند آنان كه معبودى با من ادعا مىكردند ؟ كجايند متكبران ؟ و مانند اينها سپس درنگ كند به اندازه دوران آفرينش خلق و به اندازه همه اين مدت و چند برابر آن همه ، سپس زنده كند خلق را و يا بدمد در صور .
عبيد بن زراره گويد : گفتم : راستى چنين كارى مىشود ؟ مدت را طولانى پنداشتم ، فرمود آيا مدتى را كه پيش از آفرينش بوده درازتر است يا اينها : گويد :
گفتم : اين ، فرمود : مگر آن را دانستى و آمار كردى ؟ گفتم : نه فرمود : پس همچنين است اين .
بيان : اين خبر صريح است در حدوث و اينكه گفت اين ظاهرش اشاره به مدت پيش از آفرينش است و دلالت دارد بر زمان موهوم « 1 » .
90 - در نهج البلاغه ( 150 - 181 ) بسندش از امام ششم عليه السّلام كه فرمود :
امير المؤمنين اين خطبه را بر منبر كوفه ايراد كرد براى اينكه مردى نزد او آمد
هامش
( 1 ) زمان بهر درازى كه در فكر انسان بگنجد از شماره سالها و ماهها و اندازه طول عمر موجودات مادى زمان حقيقى است كه قبل از حركت آسمان و گردش خورشيد و ماه به هيچ وجه نمودى ندارد و يك برآوردى در ذهن بهر اندازه از آن نسبت بقبل از آفرينش جهان زمانى است موهوم ( شرح مترجم ) .