او عز ذكره « و زمين را پس از آن كشيد 20 - النازعات » مىفرمايد : پهن كرد .
گفت : شامى گفت : يا ابا جعفر ، گفته خدا عز و جل « و آيا ندانند آنها كه كافرند آسمانها و زمين هر دو بسته بودند و آنها را گشوديم 20 - الأنبياء » امام عليه السّلام فرمود :
شايد پندارى آنها بهم چسبيده و پيوسته بودند ، و يكى را از ديگرى برگشود ؟
گفت : آرى ، امام فرمود : از پروردگارت آمرزش جو ، زيرا معنى قول خدا عز و جل « بسته بودند » اينست كه مىفرمايد آسمان بسته بود و باران فرود نمىكرد . و زمين بسته بود و دانه گياه نمىروئيد ، و چون خدا تبارك و تعالى مردم را آفريد ، و از هر جانورى در زمين پراكند آسمان را بباران ريزى گشود ، و زمين را بروياندن دانه ، شامى گفت : گواهم كه تو پيغمبرزادهاى و دانشت از دانش پيمبرانست .
توضيح : اين كه فرمود « اگر نخست آفريده از چيزى باشد » يعنى اگر چنان باشد كه حكماء پندارند هر پديده را در پيش مادهاى بايد ، چيزى كه نخست پديد باشد محقق نشود ، و قديم جز خدا بايست گردد و آن محال است « نسب هر چيز را به آب پيوست » يعنى همه را از آب آفريد نه مقصود اين باشد كه مىگويد :
« ساختيم از آب هر چيز زنده » زيرا ظاهرش مخصوص به داراى زندگى است مگر اينكه گفته شود ، مقصود به هر چيز در اينجا هم همان زندهها است ، يا گفته شود نسبت زندهها به آب مستلزم نسبت ديگر چيزها بدان است نيز از هر يك عناصر زيرا آنها هم جزء جاندارانند « سپس دو آفريده را هم نژاد كرد » يعنى در وضع خود مرتب نمود ، و يكى را در بالاى ديگرى نهاد ، يا آنكه نسبت آنها را در كتاب خود ياد كرد و فرمود : « و زمين را پس از آن كشش داد » و بيان كرد كه كشش زمين پس از افراشتن آسمان بوده .
82 - در كافى ( ص 95 و 153 روضه ) بسندش از محمّد بن مسلم ، گفت : امام پنجم به من فرمود : همه چيز آب بود ، و عرش خدا بر آب بود ، و فرمان داد خدا عز و جل آب را تا بر افروخت و آتش گرفت ، سپس آتش را فرمود تا خاموش شد و از خموشيش دودى برخاست و خدا آسمانها و زمين را از آن دود آفريد ، و زمين را از
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 77
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٧