مناسبى در باره بعضى از آن توضيح بدهيم .
80 - در كافى ( ج 1 ص 132 ) بسندش از داود رقى ، گفت پرسيدم از امام ششم عليه السّلام از تفسير قول خدا عز و جل « و بود عرش او بر آب » فرمود : آنها چه مىگويند ؟ گفتم : مىگويند : عرش بر روى آب بود و پروردگار بالاى آن ، فرمود :
دروغ مىگويند ، هر كه اين را بگويد خدا را چون بارى پنداشته ، و بصفت آفريدهها ستوده و بايدش چيزى كه خدا برداشته است نيرومندتر از او باشد ، گفتم : قربانت برايم شرح بده ، فرمود : خدا دين و دانش خود را بار بر آب كرد پيش از آنكه زمينى يا آسمانى يا پرى ، يا آدمى ، يا خورشيد و ماهى باشند ، چون خواست مردم را آفريند آنها را در برابر خود پراكند و به آنها گفت : پروردگارتان كيست ؟
نخست گوينده رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و امير المؤمنين و ائمه بودند كه گفتند : توئى پروردگار ما ، پس دين و دانشش را بدانها وانهاد ، سپس بفرشتهها فرمود : اينان حاملان دين و علم منند و امينانم بر خلقم ، و آنان مسئول هستند .
سپس به آدمىزادهها فرمود : براى خدا به پروردگارى اقرار كنيد ، و براى اينان بولايت و فرمانبردارى ، گفتند : الهى پروردگارا ، ما اقرار كرديم ، پس خدا بفرشتهها فرمود : گواه باشيد ، ملائكه گفتند : گواهيم بر اينكه فردا نگويند راستى ما از اين بى خبر بوديم ، يا بگويند ، همانا پدران ما پيش از اين مشرك بودند ، و ما فرزندان ناتوانى بوديم پس از آنها ، آيا ما را بدان چه بيهودهكاران كردند عذاب مينمائى ، اى داود ، ولايت ما در ميثاق بر آنها مؤكد شده .
در توحيد بسند خودش از سهل مانند آن را آورده .
بيان : ظاهرش آنست كه خدا سبحانه به آب حالتى داد كه آماده حمل دين و دانش او شد ، و بسا مقصود اين باشد كه چون آب نخست آفريدهها است ، و خدايش آماده كرد تا از آن خلقى برآيد كه قابل حمل دين و دانش او باشند ، و اسباب برآمدن آنها را فراهم كرده بدان ماند كه دين و دانشش را به دو حمل كرده ، و هر كس بروش حكماء برود آب را تفسير به خرد مىكند و بسا كه تفسير بهيولا شود ، و از اين
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 75
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٥