سخنان بفضل خدا تعالى بر كناريم .
81 - در روضه كافى ( ص 94 ) بسندش از محمد بن عطيه آورده كه گفت :
مردى از دانشمندان شام به امام پنجم عليه السّلام گفت : يا ابا جعفر آمدم از تو مسألهاى بپرسم كه در پاسخگوئى آن درمانده شدم ، من از سه دسته مردم آن را پرسيدم : هر كدام پاسخى مخالف هم دادهاند ، امام عليه السّلام فرمود : آن مسأله چيست ؟ گفت :
راستش من از شما مىپرسم نخست آفريده خدا چيست ؟ برخى به من گفتهاند ، قدر است ، و برخى گفتهاند : قلم است ، و برخى آن را روح دانستهاند ، امام پنجم عليه السّلام فرمود : چيز درستى نگفتند ، من به تو خبر دهم كه خدا تبارك و تعالى بود و چيزى جز او نبود ، عزيز بود و هيچ كس پيش از عزت او نبود ، و اينست فرموده او « منزه است پروردگارت پروردگار عزت از آنچه وصف مىكنند » « 18 - الصافات » آفريدگار پيش از آفريده بوده و اگر نخست بار چيزى را از چيزى آفريده باشد آن را نابودى نشايد هرگز ، و هميشه با خدا چيزى بوده كه خدا پيش از او نبوده ، ولى خدا بوده آنگه كه جز او چيزى نبوده ، و آفريده چيزى كه همه چيز از آن است و آن آب است كه همه چيز را از آن آفريده و نژاد هر چيز را به آب پيوست ، و آن را نژادى نبود كه بدان پيوندد ، و باد را از آب آفريد و باد را بر آب چيره ساخت و دل آن را شكافت تا از آب كفى برانگيخت تا اندازهاى كه خدا خواست ، و از آن كف زمينى سپيد و پاك آفريد كه شكستگى و سوراخى نداشت ، و بلندى و پستى در آن نبود و بىدرخت بود ، سپس آن را در هم نورديد و بالاى آب نهاد ، سپس خدا آتش را از آب آفريد و آتش دل آب را شكافت تا از آب دودى برآمد باندازهاى كه خدا خواست ، و از آن دود آسمانى صاف و پاك آفريد كه شكستگى و سوراخ نداشت و اينست فرموده او « يا بلكه آسمان را ساخت و آن را برافراشت و درست ، كرد شبش را تيره كرد و روز روشنش را برآورد ، 27 - النازعات » فرمود : نه خورشيدى بود و نه ماه ، و نه اختران و نه ابر ، سپس آن را در هم نورديد و بالاى زمين نهاد ، سپس دو آفريده را بهم مربوط ساخت ، و آسمان را پيش از زمين برافراشت ، و اينست فرموده
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 76
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٦