تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
باز هم دو احتمال دارد ، اگر گوئى هميشه در علم او بودند و سزاوار آنها بوده است آرى چنين است ، و اگر مىخواهى بگوئى تلفظ آنها به صورت و هجاى الف باء و تقطيع حروفشان از ازل بوده ، نه ، به خدا پناه از اينكه بهمراه او جز او باشد ، بلكه خدا بود و آفريده‌اى نبود ، سپس آنها را آفريد تا وسيله ميان او و خلق او باشند و مردم بدانها بدرگاه او زارى كنند و او را بپرستند ، و آنها ذكر او باشند ، و خداى سبحان بود و ذكرى نبود ، و آنچه ياد شود بذكر آن خداى قديم است كه هميشه بوده ، اسماء و صفات آفريده‌اند و مقصود از آنها خدا است ( الخبر ) در احتجاج ( ص 244 ) از جعفرى مانندش آورده . در كافى ( ج 1 ص 116 ) از محمّد بن ابى عبد اللَّه كه حديث را تا ابى هاشم جعفرى كشانده مانندش را آورده من گويم : شرحش در كتاب توحيد گذشت ، و دلالتش بر مدعى صريح است . 64 - در توحيد ( ص 115 ) و در كافى ( ج 1 ص 90 ) روايت شده كه از امير المؤمنين عليه السّلام پرسيده شد : كجا بود پروردگار ما پيش از آنكه آسمانى و زمينى بيافريند ؟ فرمود : كجا پرسش از جا است ، خدا بود و جايى نبود . 65 - در احتجاج ( ص 249 ) از ابو الحسن على بن محمّد ( امام نهم ) عليه السّلام از توحيد پرسش شد كه آيا هميشه خدا تنها بوده و چيزى با او نبوده ، سپس همه چيز را بىنقشه آفريده و نيكوترين نامها را براى خود برگزيد ؟ يا اينكه اسماء و حروف از قديم پيوسته با او بودند ؟ نوشت : هميشه خدا بوده ، سپس آنچه را خواست آفريد ( الخبر ) . 66 - در توحيد ( ص 216 ) بروايت كلينى كه سند آن را كشانده . گفته ابو العوجاء از امام ششم عليه السّلام پرسيد و گفت : چه دليلى هست بر حدوث اجسام ؟ فرمود راستش من چيزى خرد يا بزرگ نيافتم جز اينكه چون مانندش را بر آن فزايند بزرگتر مىشود ، و اين خود زوال و انتقال از حالت نخست است ، و اگر قديم بود زوال و انتقال نداشت ، زيرا آنچه زوال و انتقال دارد روا است كه باشد و نباشد ، و بود
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 65 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى