« جز اين نيست كه ميترسند از خدا دانايان از بندههايش » و بسا كه تخصيص براى اينست كه نترسيدن مايه بىمبالاتى بعبرت انگيزها و توجه نكردن به آنها است .
16 - در علل الشرائع ( ج 1 ص 198 ) بسندش از معاذ بن جبل كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : راستى خدا مرا و علي و فاطمه و حسن و حسين عليه السّلام را هفت هزار سال پيش از جهان آفريد ، گفتم : يا رسول اللَّه كجا بوديد شما ؟ فرمود جلو عرش ، تسبيح خدا ميكرديم و سپاس او و بقدس و بزرگوارى او را ميستوديم ، گفتيم : بر چه نمونه ؟
گفت : دور نماهاي نور « تا آخر خبر » .
17 - در توحيد ( ص 15 و در عيون ص 150 ) بسند خود از امام رضا عليه السّلام در خطبهاى طولانى فرموده : آغاز پرستش خدا شناخت او است ، و بنياد شناخت خدا يگانه دانستن او ، و رشته يگانهشناسى خدا نفى صفت از او است ، زيرا خردها گواهند كه هر صفت و موصوفى آفريدهاند ، و هر آفريده گواه است آفريدگارى دارد كه نه صفت است و نه موصوف ، هر صفت و موصوفى گواهند كه دو قرينند و قرين بودن گواه حدوث است و حدوث گواه ناازلي بودنست كه ازلى از حدوث ممتنع است و به خودى خود وجود دارد تا گويد :
جدائى انداخت ميان آنها به پيش بودن و پس بودن تا دانسته شود كه او را نه پيش هست و نه پس - تا گويد بموقت ساختن آنها گزارش داد كه وقتگذارشان را وقتى نيست - تا گويد - او پروردگارى داشت آنگاه كه پرورششدهاى نبود ، حقيقت الهيت را داشت گرچه پرستشكنندهاى نبود ، داراى دانش بود آنگه كه دانسته شده نبود ، و معنى آفريدگارى داشت آنگه كه آفريدهاى نبود ، و حقيقت شنوائى بود و شنودهشدنى نبود ، نه اين باشد كه از آنگه كه آفريد معني آفريدگارى را بايست شد ، و نه اينكه به پديد كردن آفريدهها معنى پديد آرنده يافت ، چگونه چنين باشد ، با اينكه « از آنگاه » او را نهان نسازد ، و از « اين گاه » او را نزديك نكند . و « شايد » پرده او نشود ، و « ازكى ؟ » وقتى به دو نياورد ، زمان او را در برنگيرد ، و معيت ويرا همراهى
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 32
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٢