نياورد - تا گويد - هر آنچه در آفريده است در آفريدگارش يافت نشود ، و هر چه در او شايد در صانعش نيايد ، حركت و سكون در او روا نيست ، و چگونه در او روا بود آنچه كه خود برآورده ، يا به دو باز گردد آنچه خودش آفريده و پديد كرده ، در اين صورت ذاتش گوناگون گردد ، و كنهش تيكه تيكه شود ، و حقيقتش از ازل ممتنع باشد . گفته محال و نشدنى حجت نشود و پرسش از آن پاسخ ندارد ، و مقصود از آن بزرگداشت خدا نيست ، جدا بودنش از آفريدهها در ازل ستم نيست ؛ جز اينكه ازلى دوتا نتواند بود و آنچه آغازى ندارد آغازى نپذيرد « تا آخر خطبه » .
در احتجاج ( ص 217 ) بىذكر سند مانند آن را آورده و در مجالس ابن الشيخ هم بسند خود از امام رضا عليه السّلام مانند آن را آورده و در مجالس شيخ مفيد هم از حسن بن حمزه مانند آن را آورده .
بيان : در كتاب توحيد شرح اين خطبه گذشته ، و البته دلالت دارد كه حدوث يعنى معلول بودن با ازليت منافات دارد ، و تاويل ازلى به واجب الوجود با آنچه پس از او باشد بحدوث ذاتى سخن را بىفائده ميسازد ، و دلالت جملههاى ديگر روشن است چنانچه در پيش شرح كرديم ، و ظاهر بيشتر جملهها نفى زمانى بودن خداى سبحانست و همچنان گفته او عليه السّلام « جز اينكه ازلى دوتا نتواند بود » دلالت دارد بر امتناع تعدد قدماء و همچنين جملهء دنبال آن .
18 - در توحيد ( ص 28 ) بسندش از امام ششم از پدرانش عليهم السلام كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود در برخى خطبههاى خود « سپاس از آن خدا است كه در ازل يگانه بوده - تا گويد - آغاز كرد آنچه بىسابقه آفريد ، و پديد آورد آنچه آفريد بىنقشه و نمونه پيشين براى هيچ يك از آنچه آفريد ، پروردگار ما قديم است ، و بلطف پرورش و بدانش آگاهش برگشود دفتر هستى را ، و بنيروى محكمش آفريد آنچه را آفريد « تا آخر خبر » .
19 - از همان : بسندش از جعفر بن محمّد عليه السّلام كه هميشه ميفرمود : سپاس از آن خدا است كه بود پيش از آنكه بودنى باشد و بود شدن در وصف او نيايد ، بلكه خود
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 33
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٣