تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
كند و در باره او استعداد محال است زيرا مخالف ازليت او است كه از اسماء حسناى او محسوبست ، چون كه داراى حركت و سكون است محال است ازلى باشد « مثله » يعنى آن را برپا داشته ، و گفته‌اند : خدا قرآن را به نوشتن در لوح محفوظ براى جبرئيل نمونه ساخت و گفته شود : « مثّلته بين يدى » يعنى او را پيش خود حاضر كردم ، و چون خدا قرآن را واضح و روشن كرده چنانست كه آن را براى مكلفين مثل ساخته پايان و ظاهر اينست كه گفته « كن فيكون » كلام نيست كه آوازى داشته باشد بلكه كنايه و مثل است از تعلق اراده و حصول هر چيز بمحض اراده و حصول هر چيز بمحض اراده او بىتاخير و وابستگى به چيز ديگر . « و اگر قديم بود خداى دومى ميشد » اين صريح است در اينكه امكان با قدم فراهم نشود و ايجاد جز به نبوده تعلق نگيرد . « عليه الصفات المحدثات » به وصف و اضافه بىالف و لام در صفات هر دو ضبط شده و باضافه مناسب‌تر است ، يعنى اگر حادث باشد با اجسام حادثه در صفات حدوث شريك گردد و فرقى ميان آنها نماند . . . « چنانچه پيش از آفرينش آنها بود » تا آخر كلام صريح است در اينكه جز خدا تعالى همه چيز حادث است ، و ظاهرش اينست كه پيش از آفرينش جهان زمان هم نبوده و خدا زمانى نيست جز اينكه حل شود بر زمانهاى مشخص چون شبها و روزها و ماهها و سالها و دلالت دارد كه همه اجزاء جهان پس از هستى نيست شوند و اين هم نيز با قدم جهان منافى است زيرا اتفاق دارند بر اينكه هر چه قدمش ثابت شود عدمش ممتنع است ، و براهين عقليه بر آن آورده‌اند . « يعيدها » جهان را يا امور را بر ميگرداند ، ظاهرش اينست كه همه چيز نابود مىشود ، تا برسد بارواح و فرشته‌ها « سپس بر ميگردد » پس دلالت دارد به جواز برگشت معدوم و در مجلد سوم سخن در باره آن گذشت . 7 - در توحيد ( ح 3 ص 187 ) عيون ( 131 - ح 28 ) سند را به محمّد بن
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 27 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى