تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
نهاد ، چشمه‌هايش را برآورد ، و رودهايش را بر كند ، نه آنچه ساخت سست بود ، و نه آنچه نيرو داد ناتوان - تا گويد او است كه نابودشان كند پس از هستى تا هستشان ناپديد شود ، نيست شدن جهان پس از پيدايش آن عجب‌تر نيست از آفرينش و ابتكار آن - تا گويد - راستى كه خدا پس از نيست شدن دنيا باز تنها گردد و چيزى همراه او نباشد چونان كه پيش از آفرينش جهان بوده است پس از فناى آن خواهد بود كه نه گاه و جايى است و نه هنگام و زمانى ، در آن صورت مدتها و وقتها نباشند ، و سالها و ساعتها نيست گردند و نماند جز يكتاى چيره ، كه سررشته همه كارها با او است ، ناتوان بودند كه آفرينش آنها را آغاز كرد و از فناء خود جلوگيرى ندارند . و گر داشتند هميشه ميماندند ، ساختن هيچ كدامش براى او رنج نياورد ، و آفرينش هر چه پديد كرد و آفريد بر او دشوار نبود ، آنها را نيافريد تا پادشاهيش را محكم كنند و نه از بيم نيستى و كاستى و نه براى كمك در برابر همتائى فزونگر . يا دشمنى دلاور ، و نه براى فزونى در ملك ، و نه براى رقابت با شريكى ، و نه از بيم تنهائى براى آرامش و آسايش ، سپس او است كه همه را نيست كند ، نه از دل تنگى در اداره امور آنها و نه براى آسايش خود ، و نه از گرانى چيزى از آنها بر او ، آزرده نسازد او را هر چه بمانند تا شتاب كند در نيست كردنشان ، ولى خداى سبحان آنها را بلطف خود سرپرستى كرده و بفرمان خود نگهداشت ، و بنيروى خود محكم ساخت ، سپس پس از فناء آنها را باز گرداند ، بىنيازش بدانها ، و نه براى يارى جستن از آنها ، و نه براى گريز از حال هراس بآرامش بادمساز ، و نه از ناداني و نابينائى بدانش و التماس و نه از ندارى و نيازمندى به توانگرى و فزونى ، و نه از خوارى و زبونى بعزيزى و توانائى . توضيح : « قدمش را دليل حدوث خلقش نموده » با آنچه بدنبال دارد دليل آنست كه علت نياز به مؤثر حدوث است ، و اثر بخشى در وجود ازلى قديم محال است چون جمله « حدوث همه چيز را دليل ازليت خود نموده » .