تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
و آب شد تا آخر آنچه گذشت . گفته‌اند : روى همرفته اين اخبار دلالت دارند كه عقل و قلم و آن گوهر كه مايه آفريده‌ها است يكى است و گر نه تناقض شود ( پايان ) من گويم بوجوه دگر جمع آنها ممكن است چنانچه گذشت . « و هر چيزى را در كتاب شماره كرديم » بيضاوى ( ج 2 ص 589 ) تفسير خود گفته : يعنى شماره كرديم شماره كردنى و كتاب بجاى مصدر احصاء آمده كه در ضبط با آن هم معنا است يا براى فعل مقدر خودش ، و يا اينكه حال است بمعنى مكتوب در لوح محفوظ يا نامه فرشته‌هاى نگهبان . «
فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ
» رازى در ( ج 8 ص 528 ) در تفسيرش گفته يعنى لوحى محفوظ از اينكه جز پاكان بر آن سايند ، يا محفوظ از اطلاع آفريده‌ها جز فرشته‌هاى مقرّب يا از اينكه دچار تغيير و تبديل گردد ، برخى متكلمين گفته : لوح چيزيست كه بديده فرشته‌ها آيد و آن را ميخوانند و چون مضمون اخبار و آثار است بايد آن را باور داشت . من گويم : آنچه در قرآن و سنت از اين نمونه‌ها آمده نبايد به مجرد استبعاد و هم بدون برهان و حجت و نص معارض باعث آن را تأويل نمود و در آن تصرف كرد ، و آنچه در برخى اخبار است كه لوح و قلم دو فرشته‌اند با ظاهر آن منافاتى ندارد چنانچه پوشيده نباشد ، و از اخبار برآيد كه خدا عز و جل دو لوح دارد يكى لوح محفوظ كه تغيير ناپذير است و ديگرى لوح محو و اثبات كه در آن بدا است چنانچه در باب خود تحقيقش گذشت و بدان اشارت دارد قول خدا سبحانه : « محو كند خدا هر چيز را خواهد و ثبت كند و نزد او است ام الكتاب ، 35 - الرعد » . رازى در ( ج 5 ص 309 ) تفسيرش گفته : در محو و اثبات چند وجه است تا گفته : 8 - اينكه در باره روزى و محنت و مصيبت است كه در كتاب ثبت كند و سپس بدعاء و صدقه محو كند سپس گفته : و اما « ام الكتاب » يعنى اصل كتاب ، و عرب هر چه را در شمار اصل باشد مادر خوانند چون « ام الرأس » براى مغز و ( ام القرى ) براى مكه : پس ام الكتاب همچنين