12 - و از همان بسندش از امام ششم عليه السّلام فرمود براستى خدا را پس اين زمين شما زمين درخشانيست كه پرتو اين از آنست ، در آن خلقى است كه خدا را ميپرستند و چيزى را يا او شريك نسازند و همه از فلان و فلان بيزارى جويند .
13 - و از همان بسندش از امام ششم عليه السّلام فرمود : راستى پشت اين چشمه خورشيد شما چهل چشمه خورشيد است و در آنها خلق بسياريست ، و راستى پشت ماه شما چهل ماه است و در آنها خلق بسياريست ، نميدانند خدا آدمى آفريده يا نه ، و بالهام لعن بر فلان و فلان را دانستهاند .
14 - و از همان بسندش تا ابى سعيد همدانى ، گفت : امام دوّم فرمود :
راستى خدا را دو شهر است ، شهرى در مشرق و شهرى در مغرب ، و هر كدام را باروئى است از آهن ، در هر باروئى هفتاد هزار لنگه در است كه از هر لنگه آن هفتاد هزار زبان آدمى در جريان گفتگو است كه همه با يك ديگر تفاوت دارند ، و ما همهء آن زبانها را ميدانيم و در آنها و در ميان آنها پيغمبرزادهاى جز من و جز برادرم نيست ، و منم حجت بر همه آنها .
15 - و از همان بسندش از ابو الحسن عليه السّلام گفت : شنيدم ميفرمود : راستى خدا را پشت اين نطاق آسمانى يك زبرجد سبزيست كه آسمان سبزه فام است گويد :
گفتم : نطاق چيست ؟ فرمود : پرده است ، و خدا را پشت آن هفتاد هزار عالم است بيش از آدميان و پريان و همه فلان و فلان را لعنت كنند .
بيان : شايد مقصود از نطاق كوهها باشد كه به چشم ما آيند ، و مقصود از زبرجد كوه قاف باشد يا مقصود از نطاق همان كوه است و مقصود از زبرجد پشت آنست ، و احتمال دوريست كه مقصود آسمان باشد ، در نهايه گفته : در شرح حديث مدح عباس در وصف پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم :
تا در برگرفت خاندان والاى تو از * خندف و الا كه زير آن نطاقها بود
نطق جمع نطاق است و نطاق دورنماى يك رشته كوه بلند و كوتاه كه مانند شده