تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
فرض عقل موصوفند بتقدم و تأخر واقعى و تناسب حقيقى دارند . و مؤيد آنست تصريح آنها باينكه اجزاء اجسام در وجود كل آن وجود حقيقى دارند ، و تقسيم جسم ايجاد تازه‌اى براى هر جزء نيست بلكه تشخيص اجزاء موجوده در كل است ، و اعتراض مىشود كه لازمه آن اينست كه اجزاء جسم متناهى باشند و جزء لا يتجزى نباشد . سپس بدان كه اين برهان در تسلسل يك جانبى تنها روشن است ، و اما در تسلسل دو جانبى مورد اشكال شده ، و دفعش باينست كه تسلسل دو جانبى هم به تسلسل يك جانبى برميگردد و چون معلول معينى را در نظر گيريم و بسوى بالا رويم يا سوى پائين بايد دو متناسب در اين سلسله برابر باشند و دليل در آن جاريست چون معلوم است هم نسبت در عليت واقع در اين قطعه سلسله همان معلوليت واقع در خود آنست ، نه افرادى كه دون آن قطعه هستند . مثلا اگر زيد علت عمرو است و عمرو علت بكر ، هم نسبت معلوليت عمرو همان عليت زيد است نه ديگرى ، بلكه هر دو تا دنبال هم ، هم نسبتند ، و اضافه مشخصى ميان آنها هست كه در جز آنها نيست ، و هم نسبت آخرين معلول كه در اين قطعه منظور شده عليت همرديف آنست كه بالاى آنست نه ديگرى . فافهم و اعتراضاتى كه به اين دليل وارد شده كه هم نسبتى امريست فرضى و جز آن دفع ميشوند به آنچه در مقدمات پيش داشتيم پس از تأمل و سخن را با تفصيل آن طول ندهيم . برهان 3 - برآورد برخى هوشمندان معاصر كه آن را برهان عدد و معدود ناميده ، و نزد من برهان محكمى است بدين تقرير : اگر امور نامتناهى موجود باشند خواه با هم و يا بتدريج ، و خواه مترتب بر هم يا جدا بناچار شمارى دارند زيرا حقيقت شمار رويهمرفته يكانها است ، و ترديدى نيست در تحقق يكانها و تحقق رويهمرفته آنها در رشته هستى و بناچار رويهم شمارى دارند ، چون هر شمارى جز اندازه تكرار يكانها نيست ، و از تأمل در مقدمات هم اين مقصود روشن است ، و هر مرتبه‌اى از شمار كه فرض شود متناهى است ، زيرا ممكن است مرتبه‌اى بالاى آن فرض كرد و گر نه