تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
سيد مرتضى ره - در پاسخ پرسشى در باره آيه تطهير گفته : پرسنده گفته : اگر اشباحشان قديمست و آنان همه در اصل پاك بودند ، كدام رجس از آنها زدوده شده ؟ سيد در ضمن پاسخ آن گفته : قديم دانستن اشباحشان مورد انكار است و اين اطلاق روا نيست ، قديم حقيقى همان خداى تعالى است ، يگانه‌اى كه هميشه بوده ، و هر چه جز اوست پديد شده ، و ساخته و آغاز دارد ، و او را اولى است - تا آخر كلامش - ره - سپس گفته : مسألة ، يك فيلسوف اعتراض نموده كه : اگر بقول شما خدا يگانه بوده و چيزى بهمراه او نبوده و همه چيز پديد شده ؟ پس از چه چيزى پديد شده ، گفتيم : آفريده شدند نه از چيزى ، او گفت : همه چيز را با هم پديد آورد يا در هر زمانى چيزى پديد آورد ؟ گفت : اگر بگوئيد همه با هم پديد شدند ، وجدان شما گواه است كه همه با هم نبودند و خرده خرده بدنبال هم پديد شوند و اگر بگوئيد : خرده خرده بدنبال هم پديد شوند ، براى خدا شريك بوده باشد ( آن زمان مقارن يا مقدم بر اول آفريده است ) . و جواب اينست كه خدا هميشه يكتاست چيزى با او نبوده و دوامى ندارد ، و نخست پديدهء او زمانى نداشته و لازم نيست براى پديده‌ها زمانى باشد و اگر هم زمان براى آنها بسازد لازم نيست كه زمان قديم باشد زيرا زمان حركات فلك يا اندازه وقتى است بجاى آن و از كجا نزد اين فيلسوف لازم آيد كه در صورت يكباره خلق نشدن همه چيز بايد زمان قديم باشد جز اينكه او معنى زمان را نفهمد تا آخر كلام او در اين مقام « 1 » .
هامش
( 1 ) اين سخن سيد صريح است كه اول آفريده زمان نداشته و مسبوق بعدم زمانى نبوده بلكه ممكن است پديده‌هائى بعد از او هم بىزمان بودند و همان اولى يا همه مجرد از زمان بودند ، و اين مؤيد آنست كه حدوث زبانزد علماء و مورد اتفاق مليون به اين معنى نيست كه جهان در زمان بوجود آمده و مسبوق بعدم زمانى است چنانچه جمهور متكلمين گفته‌اند ، و لازم نيست كه جز عالم جسمانى زمانى باشد ، و از روايات شريفه خصوص آنچه در آفرينش انوار پيغمبر و ائمه وارد است همين معنا برآيد چنانچه شطرى از آنها در اين كتاب گذشت ، و مؤلف هم كلمات جمعى از اعاظم اصحاب را در اين باره بياورد و بپسندد ؛ منتظر باش ( ترجمه پاورقى ص 244 ) .