آيد و مقصود ما نيز ثابت گردد .
و علامه در شرح آن گفته : اين مسأله از بزرگترين مسائل اين علم است و همه مسائل آن بر او بچرخد ، و مورد اختلاف شديد است ميان مسلمانان و دشمنان آنها ، و مردم در بارهء آن سخت اختلاف دارند و خلاصه اقوال اينست :
1 - جهان در ذات و صفات هر دو حادث است ، و اين عقيده همه مسلمانها و نصارى و يهود و مجوس است .
2 - در ذات و صفات قديم است ، و اين عقيده ارسطو ، و ثاوفرطيس ، و ثاميطوس و ابى نصر ، و ابى على بن سينا است كه آسمانها را بذات و صفات قديم دانند ؛ و حركات و اوضاع آنها را بحسب نوع قديم شمارند ، يعنى هر پديده بدنبال ديگريست بىنهايت .
3 - در ذات قديم باشند و در صفات حادث و اين عقيده انكساغورس ، و فيثاغورس و سقراط ، و ثنويه است و در اين باره اختلافات بسيارى دارند كه در اين مختصر نگنجد .
4 - ذات آنها حادث باشد و صفاتشان قديم و كسى بدان معتقد نيست زيرا محال است ، و جالينوس در همه متوقف است .
من ميگويم . سپس - ره - سخن را بادله مذكور در متن كشانده در شرح تجريد هم مانند آن را گفته است ، و عقيده بحدوث همه را به همه ارباب ملل نسبت داد ، در كتاب نهاية المرام در علم كلام گفته : همه مسلمانان اتفاق دارند كه جز خدا و صفاتش قديم نيست ، و اماميه معتقدند كه قديم همان خدا است و بس و باز در آن گفته : از نظر عقل چهار قسم پيش نيست .
1 - جهان در ذات و صفات حادث است ، و اين عقيده مسلمانها و سائر ملّيين و برخى حكماى قديم است .
2 - در ذات و صفات قديم است و اين عقيده ارسطو و جمعى از حكماى قديم است و برخى متاخرين چون ابى نصر و شيخ الرئيس گفتهاند : آسمانها در ذات
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 179
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٧٩