و آن اندازه عمر كنى و نيرو به تو دهند تا آنها را دانه دانه جابجا كنى و بشمارى البته كه اين آسانتر است از شمارهگيرى سالهائى كه پيش از آفرينش زمين و آسمان عرش او بر آب مكان داشت ، و همانا آنچه را برايت شرح دادم برخى از يكدهم دهم دهگان است از يك جزء صد هزار جزء ، و از خدا آمرزشخواهم از اين اندازهگيرى اندك ، گفت : آن مرد سرش را جنبانيد و گفت : گواهم كه نيست شايسته پرستشى جز خدا و راستى كه محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم رسول خدا است ، و مسلمان شد .
بيان ضرب ، براء ساكن مردكم گوشت « و على مسافة الهواء » اين تشبيهات در پاسخ براى آگاهى عدم تعرض ببررسى مسائلى است كه مردم مأمور بدانستنشان نيستند و اينكه دانستن حقائق موجودات و اندازه آنها كه فلاسفه عمر خود را در باره آن ضايع ميكنند سودى براى مردم ندارد . . .
تفهيم و تتميمى است كه سود عمومى دارد
[ حدوث آفرينش ]
به يارى خداى بخشاينده كريم بدان كه مقصود از اين باب حدوث عالم ، رد كلام فلسفهبافانست ، چون كه اثبات آن از بزرگترين اصول اسلامى است خصوص بروش فرقه ناجيه اماميه ، در زمان قديم قول به قدم تنها بدهريها و ملحدان و فلاسفه منكر همهء اديان منسوب ميشد ، و از اين رو كلينى و برخى محدثان ديگر در كتب خود بابى جدا براى آن ايراد نكردند بلكه در باب حدوث عالم اخبار اثبات صانع را آوردند بدين اعتماد كه پس از اعتراف به خدا جل و علا زمينهاى براى قول به قدم عالم و ما سوى اللَّه نميماند چون همه ملتها بدان اتفاق دارند « 1 »
هامش
( 1 ) فيض در كتاب عين اليقين بطور خلاصه گفته : حدوث عالم بمعنى نياز بصانع و مسبوق بودن بعدم بطور كلى ضرورى دين و اجماعى مسلمين است در برابر ماديها و منكران خدا ولى خصوص حدوث زمانى كه مفهوم بغرنجى است مورد بحث قدما نبوده و بلكه شيخ كراجكى گفته ثبوت زمانى ميان حق تعالى و افعالش با قول بحدوث مناقض است . ( بطور خلاصه از پاورقى ص 233 ) .