مردى از ابن عباس پرسيد چه معنى دارند اين آيهها « در روزى كه پنجاه هزار سال اندازه دارد 4 - السجده » و « تدبير مىكند كار را از آسمان بسوى زمين سپس بر مىآيد بسوى آن در روزى كه هزار سال اندازه دارد ، 5 - السجده » و « شتاب ميكنند به عذاب و هرگز خدا خلف وعده نكند و راستى يك روز نزد پروردگارت چون هزار سال است كه شماره ميكنيد ، 47 الحج » در پاسخ گفت : روز قيامت به حساب پنجاه هزار سال است ، و آفرينش آسمانها و زمين در شش روز است كه هر روزى هزار سال است ، و تدبير مىكند كار را از آسمان بسوى زمين سپس بسوى او بالا ميرود در روز كه اندازهاش هزار سال است اين اندازه مسافت و سير است ، و از عكرمه « در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است » گفت : اين دنيا است از اول تا آخرش يك روزيست كه پنجاه هزار سال است .
ولى در انتقادى كه از وجوه ديگر كرده است اعتراض هست زيرا بناء تحقيق او بر اساس تحقيق زمانيست موهوم پيش از خلق جهان گر چه آن را بايام و ساعت اندازه كرده پس ممكن است گفت : پس از خلق اختران و حركات آنان و تشخيص شبها و روزها و ماهها و هفتهها ممكن است به عقب برگشت و همه اين ازمنه را در گذشته فرض كرد ، و تكلف اين فرض مشترك است در هر دو وجه ، با اينكه اين وجه موافقتر است با ظاهر آيات و اخبار .
و اما اينكه شش روز دنيوى مبالغه در كمى وقت نيست درست نيست : زيرا خلق آسمانها و زمين با اين عظمت و داشتن انواع حكم دقيقه و مصالح چشمگير در شش روز دنيوى دليل نهايت قدرت و علم و حكمت است .
و اما امكان خلقشان در مدت كمترى را امام رضا ( ع ) حكمت آن را بيان كرده و بسا كه خداى سبحان جمع كرده ميان دو موضوع يعنى نيافريدن يكباره و كم كردن زمان خلقت براى رعايت هر دو مصلحت ، و سائر گفتههايش يا محض استبعاد است و يا مقايسه مخلوقات بهمديگر كه در اينجا اهميتى ندارند .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 159
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥٩