كه هر صاحب غريزه با هر شخص طوريست كه غريزه او غالبا يا دائما از او جدا نشود .
« محيط بحدود و انتهاء آنها است » .
بسا مقصود از حدود اطراف و تشخصات يا حدود ذهنيه است ، و مقصود از انتهاء نهايت لازمه محدود است يا انقطاع هستى و فنا و عبارت دليل است كه اطلاق وصف عارف به خدا رواست و گرچه برخى آن را منع كردهاند . . . مقصود از گشودن فضا ايجاد اجسام است در جاهاى تهى آن بنا بر وجود مكان و امكان خلا ، يا مقصود از جو معبد موهوم است ، و يا يكى از عناصر بنا بر اينكه آفرينش هواء مقدم بر عناصر ديگر بوده چنانچه ظاهر شود از نقل آينده تفسير على بن ابراهيم ، و در اين كلام تصريحى به اول صادر ندارد و سخن در باره آن بيايد ان شاء اللَّه . . . ابن ميثم گفته ، اگر گوئى اجواء و ارجاء و سكائك هوا امور عدميه هستند و ارتباطى با آفرينش و قدرت ندارند گويم : اينها عبارت از خلا و حيّزاند ، و خلاف در اينكه خلا و حيّز وجوديند يا عدمى معروف است ، و اگر وجودى باشند با قدرت ارتباط دارند ، و بمعنى گشادن و شكافتن آنها ، بوجود آوردن آنها است ، و اگر عدمى باشند معنى گشودن و شكافتن آنها و نسبت قدرت بدانها ، اندازهگيرى آنها است بآفرينش موجودات چون آب در آنها زيرا خدا با ايجاد آب در آنها از مطلق هوا و خلاء ممتازشان كرد و گويا آنها را شكافته و گشوده باينكه جسمى در آنها آفريده ، و روايت شده كه زراره و هشام در باره هوا اختلاف كردند كه آيا آفريده است يا نه ؟ و برخى دوستان جعفر بن محمّد عليه السّلام اين اختلاف را نزد او برد و گفت : من سرگردانم و بينم اصحاب ما در بارهء آن اختلاف دارند و امام عليه السّلام فرمود : اين اختلاف مايه كفر و گمراهى نيست ، : و بدان كه امام از بيان آن خوددارى كرد زيرا دوستان خدا كه گماشتهاند براهنمائى خلق و توضيح راه راست ذاتا به دو امر بيشتر توجه ندارند .
1 - آنچه بروشنى راه راست را بنمايد :
2 - آنچه از گمراهى برهاند و به راه راست برگرداند و بيان اينكه هواء مخلوق است يا مخلوق نيست چندان فايدهاى براى كار آخرت ندارد و ندانستن آن زيانى
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 126
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٢٦