مناسب است كه پايههاى عرش را بردارند ، ديدهها به زير انداخته و پرها را بر خود پيچيدهاند ، حجب عزت ميان آنها و زير دستانشان زده شده ، و پردههاى قدرت آويخته .
پروردگار خود را در درون خود صورت بندى نكنند ، و اوصاف آفريدهها را به او روا ندارند ، او را به هيچ جايى محدود نسازند ، و با همانندى بوى اشارت ندارند و مانندى برايش نشناسند .
در مطالب السئول ابن طلحه مانند آن را با اندكى تغيير آورده .
ايضاح : شرح بسيارى از عبارات اين خطبه در كتاب توحيد گذشت ، و اينجا ببرخى كه مناسب مقام است اشاره ميكنيم ، « مدحة » وضع ستايشگر است در حال ستايش و بسا منظور اينست كه همه ستايشگران با هم درماندهاند ، « وقت شمرده و مدت دراز » نفى زمانست بطور مطلق از خدا تعالى مانند مكان ، و ممكن است حمل آن بر زمانهاى محدود و پايان پذير و شايد اولى براى گذشته است و دومى براى آينده ( نشر رياح ) بسط آنها است ، و هر جا در قرآن لفظ رياح است براى رحمت است ، و آنچه بلفظ مفرد است براى عذاب و شايد اشاره باينست كه عذاب كم است و رحمت فراوان ، و بسا كه رحمت بمعنى بارانست ، چنان كه خداى سبحان فرموده : « و او است كه ميفرستد بادها را مژده بخش پيش از باران رحمتش ، « 56 - الاعراف » و گفته شده عرب پندارند ابر باران نگيرد مگر از چند باد مختلف و بسا كه معنى نشر رياح اين باشد ، فراء گفته نشر ببادهاى خوب و با نرمش گويند كه ابر باران را برآرند و تعميم بهتر است ، زيرا بادهاى رحمت بسيارند و از آنها است بادهاى آبستنكننده و باران خيز ، نگهدار ابر ميان آسمان و زمين ، و فشارنده ابر تا ببارد و روانكننده كشتيها در درياها و جز آن « كمال اخلاص به او نفى صفات از اوست » بسا مناسبت اخلاص با نفى صفات اينست كه اخلاص در عبادت از نظر عموم مردم قصد نكردن مخلوق است در عبادت خدا ، و نظر بخواص شناخت خدا است بيگانگى بحسب امكان در عبادت و هر كه براى خدا صفات زائد بر ذات معتقد باشد خداى يگانه نپرستيده و خداى چندى پرستيده و بلكه اصلا خدا نپرستيده چنانچه در خبر گذشت « هر كه نام
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 124
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٢٤