تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
تابانى كه بدان ديده شود و به بينائى مردم در آن يعنى بيناكنندهء مردمان ، و محو بردن اثر و خاموش كردن نور است و محو ماه تفسير شده باينكه خود به خود تاريك است و چون خورشيد نيست و باينكه نسبت بخورشيد كم نور است و بكاستن نورش خرده خرده تا دوران محاق ، و روايت شده كه ابن كواء از امير المؤمنين عليه السّلام پرسيد از سياهى كه روى ماه است ؟ فرمود : اين همان محو نشانه شب است و ممكن است اثرى داشته باشد در كاستى روشنى ماه . « المنقل » راه كوهستانى و « المدرج » راه ، و مناقل و مدارج ماه و خورشيد منازل و بروج آنهاست ، و اين اشارت است بقول خدا تعالى « و ساختيم شب و روز را دو نشانه و زدوديم نشانه شب را و گردانيديم نشانه روز را روشن » 12 - الاسراء و بقول خدا عز و جل « اوست كه خورشيد را درخشان ساخت و ماه را تابان و اندازه گرفت او را در منازلى تا شماره سال و آمار را بدانيد » 4 يونس . . . ظاهر كلام امام عليه السّلام آنست كه دو آيت را در آيه نخست به خورشيد و ماه تفسير كرده ، نه بشب و روز ، و اگر چه ظاهر روايت همان شب و روز است ، و گفته شده مقصود اينست كه شب و روز صاحب دو نشانه‌اند ، و مقصود از آنها خورشيد و ماه است در هر دو جا و مقصود از حساب عمرها و مدتهائيست كه مردم در دين و دنياشان بدان نياز دارند ، و اندازه آنها و اندازه گردش آنها و تفاوت احوالشان . « سپس در جوّشان فلكشان را آويخت » « ثم » در اينجا براى ترتيب در بيانست و شايد مقصود اين باشد كه فلك را به نيروى خود در جاى آن از فضا آويخت ، و اين منافات با نفى تعليق اجزاء ندارد كه گذشت ، جوّ فضاى پهناور است يا فضاى ميان آسمان و زمين ، فلك گردشگاه اخترانست ، و گفته‌اند مقصود از آن دائره معدل النهار است ، و گفته شده : مقصود جنس آنست و همه اجسام دائره‌وارى كه اين نام را دارند و گفته شده فلك در اينجا همان آسمان نزديك است ، موافق گفته خداى سبحانه « راستى آرايش نموديم آسمان نزديكتر را بزيور اختران ، 6 - الصافّات » و توجيه