تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
چون بآستان عزت و ملكوت حق نزديكند ، و آنچه از آثار عزت و ملكوت خدا مشاهده ميكنند بر ما نهانست . . . گفته‌اند : شبها و روزها در فرشته‌ها اثرى ندارند و سنگينى نكنند چنانچه بار بر شتر اثر دارد ، و گذشت شب و روز مايه كوچيدن آنان از خانه‌شان نشود ، و غرض بر كنارى آنها است از آنچه براى آدمى رخ ميدهد از ناتوانى و نزديكى بمرگ بر اثر گذشت زمانه . و مقصود نفى رخنه كردن شك و شبهه است در عقائد يقينى آنان . . . و بسا كه مقصود از حيرت شيفتگى بر اثر شدت دوستى باشد و كمال معرفت كه خرد را خيره ميسازد چنانچه بيايد . و در صحيفه سجاديه است كه : تعقل نميكنند براى شيفتگى به حضرت تو » « مقصود اينست كه شدت شيفتگى آنها مايه كاستى معرفت و بىخبرى از ملاحظه عظمت و جلال تو نشود چنانچه در آدمى . « تقترع » از قرعه كشيدن يا تفترع خ ب » بمعنى برآمدن ، و مقصود اينست كه وسوسه‌هاى پياپى ندارند چنانچه آدميان . « فرشته‌هاى ابر نما » گفته شده . اين دسته از فرشته‌ها خازنان باران و راننده‌هاى ابرند و بسا شامل آنها است كه دنبال برف و سرما و قطره‌هاى بارانند و اگر جا خواهند پيش از نزول جايشان ابر است ، و هم گماشته‌گان بر كوهها براى نگهدارى و مصالح ديگر ، و ساكنان در تاريكيها براى رهنمائى مردم و نگهدارى آنها و جز آن . من ميگويم : بسا مقصود تشبيه آنها است بابر در لطافت جسم ، و بكوهها در بزرگى خلقت ، و بتاريكى در سواد بلكه آن نزد من اظهر است . . . « الريح الهفافه » يعنى خوش و آرام ، و گفته شده : يعنى مشوش نيست تا آن پرچمها را بلرزاند ، بلكه آرام است و آنها را تا آنجا كه ميرسند نگه مىدارد . مايه تضرع بدرگاه خدا در فرشته‌ها پايان پذير نيست چون كاهش در دانش آنها ببزرگى خدا و نيازشان بوى رخ ندهد و چيزى آنها را از آن باز ندارد ، و مراتب عرفان و قرب كه داعى بتضرع و عبادتند پايان ندارند ، و سستى در نيروى آنها