تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤

شرح -

از مجلسى « ره » - قوله « او يؤدى الجزية » - شايد اين در اول كار آن حضرت باشد و گر نه ظاهر اخبار اينست كه از آن‌ها نپذيرد جز ايمان واقعى و يا كشته شدن . قوله « و يشد على وسطه الهميان » هميان بكسر بمعنى بند زير جامه و كمربند و كيسه خرجى آمده است و ظاهر اينست كه به آنها خرجى مىدهد تا از شهرها بيرون روند و اين توشه راه آنها باشد و گفته شده است كه اين كنايه از زنار است .

طرح يك آزمايش مذهبى

289 -

( 1 ) ابى مريم از امام باقر ( ع ) گويد : روزى پدرم در برابر اصحابش فرمود كدام شماها دل خوش است كه يك تكه آتش را در دست خود بگيرد و نگهدارد تا خاموش شود ، فرمود : مردم حاضر همه در ماندند و خموشى گزيدند و پاسخى ندادند ، فرمود : من برخاستم و گفتم پدر جان ميفرمائى تا من اين كار را بكنم ؟ در پاسخ من فرمود : من تو را قصد نكردم همانا تو از منى و من از تو ام بلكه به اين ديگران گفتم [ فرمود ] تا سه بار آن را تكرار كرد و سپس فرمود : چه اندازه ستايش به زبان فزون است و اهل كار كمند . وه چه اهل كار كمند . هلا ما اهل گفتار و كردار را باهم مىشناسيم و اين اظهار از طرف ما براى كور كردن راه و گيج بودن در باره شماها نيست بلكه براى اينست كه شما را آزمايش كنيم و آثار شما را بنويسيم و ثبت كنيم ، به خداوند سوگند گويا زمين آن‌ها را در خود كشيد براى آزرمى كه از گفتار امام دچار آنها شد تا آنجا كه من بچهره يكى از آن مردان مينگرم و غرقه در عرق بود . سر به زير داشت و ديده‌ها از زمين بر نمىداشت چون از شرمسارى آنها چنين ديد فرمود : خدايتان رحمت كناد من جز خوبى نخواستم ، راستى كه بهشت را پايه‌ها است پايه‌اى كه مردم خوش كردار را شايد كسى از مردم گفتار بدان نرسند و بپايه آن‌ها كه گفتار شايسته دارند ديگران نرسند ، فرمود : گويا به خدا سوگند كه از گره بند زانوى شترها رها شدند و زنجير از پاى آن‌ها برداشتند .