تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
عليه السلام پيوندد . و صاحب الامر ( ع ) آهنگ عراق كند و لشكرى هم بمدينه فرستد تا اهل مدينه را آسوده سازد و بمدينه بازگردند .

شرح -

از مجلسى ره قوله « و ظهر الشامى » يعنى سفيانى « و خرج صاحب هذا الامر » يعنى نهانى برآيد تا در مكه از پشت پرده درآيد .

پيشامدى براى امام صادق ( ع )

286 -

( 1 ) يكى از اصحاب امام صادق ( ع ) گويد امام صادق ( ع ) نزد ما بيرون آمد و خشمگين بود پس فرمود : من هم اكنون براى نيازى از خانه بيرون شدم و يكى از سياهان مدينه بر سر را هم بيرون آمد و به من فرياد زد ، لبيك يا جعفر بن محمد لبيك ( بجاى لبيك اللهم لبيك كه حاجيان گويند ) من نرفته به خانه بازگشتم و ترسان و هراسان بودم تا در سجده‌گاه خود براى پروردگارم سجده كردم و چهره بندگى بر خاك سودم و خود را بدرگاهش خوار ساختم و به او از آنچه برايم فرياد زد بيزارى جستم و اگر عيسى بن مريم از آنچه خداوند در باره او فرمود گامى فراتر مىنهاد بىدرنگ چنان كر ميشد كه پس از آن هرگز نمىتوانست شنيد و چنان كور مىشد كه پس از آن هرگز نمىتوانست ديد و چنان لال ميشد كه پس از آن هرگز نمىتوانست سخن گفت سپس فرمود خداوند ابا الخطاب را لعنت كناد و با آهن بكشاد .

شرح -

از مجلسى ره - قوله « لبيك يا جعفر بن محمد » ظاهر آنست كه اين سياه كافر از ياران ابى الخطاب بوده است و مانند او امام صادق ( ع ) را خدا مىدانسته زيرا ابى الخطاب اين مقام را براى امام اظهار داشت و خود را رسول او پنداشت بر اهل كوفه و اين كافر به آن حضرت آن ندا را متوجه ساخت كه در حج به خدا متوجه سازند و به اين نيت آن را گفت و امام از اين كار ناهموار او در هراس شد و براى پروردگارش سجده كرد و خود را در نزد خدا تبرئه كرد از آنچه بناروا به او نسبت دادند و أبو الخطاب را كه بدعت‌گزار اين مذهب فاسد بود لعنت كرد .