است مقصود اين باشد كه در دوران غلبه اهل جور و كفر نامه سودمند نيست مگر داستان ابى ذر را نشنيدى ، با اينكه محبوب خدا و رسول صلّى اللَّه عليه و آله بود عثمان تبعيدش كرد و مگر داستان مروان را نشنيدى كه مطرود خدا و رسول ( ص ) بود با پدر خود و عثمان آنها را نواخت و در مدينه جاى داد و با اينكه در اين باره رسول خدا ( ص ) را مخالفت كردند و جلو آنها گرفته نشد چگونه مرا اطاعت كنند .
قوله
« انه ليس ينبغى »
شايد مقصود اينست كه چون عمده اختلاف بواسطه اختلاف درجاتست و آنان بايد با مردم به اندازه عقل آنها سخن گويند نبايد مؤمن ناقص برادر كامل خود را بنشيب كشد و از او خواهد در فهم و تعقل بدرجه پست او گرايد و كامل هم نبايد دريغ كند كه ناقص را بپرورد تا بمقام خود رساند .
تفسير يك آيه
283 -
( 1 ) از ابى خالد كابلى از امام باقر ( ع ) فرمود ( 30 - الزمر ) خداوند يك مثلى زده است مردى كه شريكانى بر سر او ستيزهگرند و مرديكه سازگار و سر بفرمان يك مرد است ، آيا اين دو يك نمونهاند ؟
در تفسير آن فرمود : اما آنكه شريكانى ستيزه بر سر او به راه انداختند فلانى نخست بود كه دسته بنديهاى متفرق بولايت او گرد آمدند و با اين حال يك ديگر را هم لعن و نفرين ميكردند و از هم بىزارى ميجستند و اما آن مرد كه با مردى در سازش و اطاعت بود همان امام بر حق اول بود با شيعيان خودش .
سپس فرمود : راستى يهود پس از موسى هفتاد و يك فرقه شدند تنها يك فرقه آنها در بهشت است و هفتاد ديگر در دوزخ ، ترسايان پس از عيسى ( ع ) هفتاد و دو فرقه شدند يك فرقه آنها در بهشت است و هفتاد و يك فرقه در دوزخ و اين امت پس از پيمبر خود ( ص ) هفتاد و سه تيره شدند كه هفتاد و دو تيره آنها در دوزخ است و يك فرقه در بهشت است و از اين هفتاد و سه فرقه سيزده فرقه باشند كه تشبث بولايت و دوستى ما