و على ( ع ) در اين آشوب فكرى و پراكندگى گرفتار شورش سران نام دار صحابه شده و پيروزى وابسته بفهم و شعور و واقعبينى پيروان او است كه در ضمن اين خطبه با بيان شيوائى آنها را بدين راه ميكشاند و از وضع ناهنجار دوران خود مينالد و نوميدانه براى دوران آينده اعلام خطر مىكند .
پندى دردناك از امام سجاد ع )
[ 587 - ]
( 1 ) معروف بن خربوذ باز گفته كه على بن الحسين ( ع ) بارها ميفرمود واى بر مادرش كه نابكار باشد و پيوسته خودنمائى و ظاهرسازى مىكند ، واى بر مادرش كه فاجر و هرزه است و پيوسته هم ستيزه و زباندراز است ، واى بر مادرش كه گنهكار است آن كه در غير بارهء خدا عز و جل پرحرفى مىكند .
عصمت ابراهيم - ع
588 -
( 2 ) از امام باقر ( ع ) فرمود : بامدادى ابراهيم ( ع ) در ريش خود يك تار موى سپيد ديد و گفت :
سپاس از آن خدا پروردگار جهانيان است كه مرا به اين سن و سال رسانيده و يك چشم بهمزدن نافرمانى خداوند نكردم .
589 -
( 3 ) از امام باقر ( ع ) فرمود چون خداوند عز و جل ابراهيم ( ع ) را خليل خود ساخت مژده مقام خلت چنين به دو ابلاغ شد : ملك الموت در صورت جوانى سپيدرو كه دو جامه سپيد در بر داشت و از سر و بار او آب و روغن ميچكيد ( يعنى بسيار خرم و زيبا بود ) نزد او آمد ، ابراهيم وارد خانه ميشد و وى او را در حالى كه از خانه ابراهيم بيرون مىآمد در برون خانه استقبال كرد ، ابراهيم مرد غيرتمندى بود و هر گاه براى كارى از خانه بيرون ميشد در خانه خود را قفل ميكرد و كليدش را بهمراه خود