كشيده است ( 1 ) و جامهاى از مو بر تن دارد .
فرمود : ابراهيم ايستاد و از او در شگفت شد و نشست و انتظار فراغت او را كشيد و چون طول داد با دستش او را جنبانيد و به او گفت من به تو حاجتى دارم نمازت را سبك كن و آن مرد نماز خود را مختصر كرد و ابراهيم نشست و به او گفت براى چه كسى نماز ميخوانى ؟
مرد نمازگزار - براى خداى ابراهيم .
ابراهيم - معبود ابراهيم كيست ؟
نمازگزار - آنكه تو را آفريده و مرا آفريده .
ابراهيم - من از روش عبادت تو خوشم آمد و من دوست دارم كه بخاطر خدا با تو برادر شوم ، خانه تو كجا است كه هر گاه خواستم به ديدن تو آيم و تو را ملاقات كنم .
نمازگزار - خانه من پشت اين درياى آبست و با دستش به دريا اشاره كرد ولى نمازخانه من همين جا است و هر گاه خواستى در همين جا به من ميرسى ان شاء اللَّه .
فرمود : سپس آن مرد بابراهيم گفت آيا تو نيازى دارى ؟
ابراهيم - آرى .
نماز گذار - آن نياز تو چيست ؟
ابراهيم - تو دعا كنى و من آمين گويم بر دعاى تو يا من دعا كنم و تو بر دعايم آمين گوئى .
نمازگزار - براى چه به درگاه خدا دعا كنيم ابراهيم - براى مؤمنان گنهكار .
نمازگزار - نه ، من حاضر بشركت در اين دعا نيستم .
ابراهيم - براى چه در اين كار خير شركت نميكنى ؟
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 368
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٦٨