تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
كشيده است ( 1 ) و جامه‌اى از مو بر تن دارد . فرمود : ابراهيم ايستاد و از او در شگفت شد و نشست و انتظار فراغت او را كشيد و چون طول داد با دستش او را جنبانيد و به او گفت من به تو حاجتى دارم نمازت را سبك كن و آن مرد نماز خود را مختصر كرد و ابراهيم نشست و به او گفت براى چه كسى نماز ميخوانى ؟ مرد نمازگزار - براى خداى ابراهيم . ابراهيم - معبود ابراهيم كيست ؟ نمازگزار - آنكه تو را آفريده و مرا آفريده . ابراهيم - من از روش عبادت تو خوشم آمد و من دوست دارم كه بخاطر خدا با تو برادر شوم ، خانه تو كجا است كه هر گاه خواستم به ديدن تو آيم و تو را ملاقات كنم . نمازگزار - خانه من پشت اين درياى آبست و با دستش به دريا اشاره كرد ولى نمازخانه من همين جا است و هر گاه خواستى در همين جا به من ميرسى ان شاء اللَّه . فرمود : سپس آن مرد بابراهيم گفت آيا تو نيازى دارى ؟ ابراهيم - آرى . نماز گذار - آن نياز تو چيست ؟ ابراهيم - تو دعا كنى و من آمين گويم بر دعاى تو يا من دعا كنم و تو بر دعايم آمين گوئى . نمازگزار - براى چه به درگاه خدا دعا كنيم ابراهيم - براى مؤمنان گنهكار . نمازگزار - نه ، من حاضر بشركت در اين دعا نيستم . ابراهيم - براى چه در اين كار خير شركت نميكنى ؟