فرزانگى آنها است و برونشان از درونشان حكايت دارد با دين و مقرراتش مخالف نيستند و در آن اختلافى ندارند و آن دين ميان آنان گواهى است صادق با اينكه دم بسته گويا است پس آنان گواهان برحقند و خبرگزاران راست گو ، نه با حق مخالفند و نه در آن اختلافى دارند آنان در نزد خداوند پيشينه روشن و خوبى دارند و قضاوت درست خدا عز و جل در باره آنها صادر شده است و در همين يادآورى خوبيست براى يادآوران ، حقرا درك كنيد هر گاه آن را بشنويد بوجهى كه مورد عمل و رعايت سازيد نه براى محض اينكه آن را ياد بگيريد و نقل كنيد زيرا راويان و ناقلان قرآن بسيارند و مراعاتكنندههاى قرآن و عملكنندههاى بدان اندكند و اللَّه المستعان .
شرح - از مجلسى ره - قوله
« فعلم بالعلم جهله »
يعنى بواسطه دانستن آنچه را نمىدانسته دانسته است در همه امورى كه بدان نيازمند است يا فهميده كه پيشتر نادان بوده .
يا مقصود اينست كه علمش به حد كمال رسيده و فهميده كه نادان است زيرا كمال دانش مخلوق اينست كه بداند نمىداند و بدرماندگى و عجز خود پىبرد و اعتراف كند كه علم حقيقى از آن حق تعالى است پايان نقل از مجلسى ره .
من گويم - اين خطبه شيوا و پرمعنا در موقع حساسى از زبان امام تراويده و آن آغاز مبارزه خطرناك و مهمى بوده است كه با دشمنان سر سخت و سودجوى مسلماننماى خود شروع كرده و باصطلاح در ابتداى جنگهاى خانمانسوز داخله اسلامى است . در دوران حكومت خلفاء گذشته وضع ناهنجارى در محيط اسلامى بوجود آمده است :
1 - دانشمندان اوليه اسلام و شاگردان با اخلاص پيغمبر در اين مدت براى حفظ اسلام جان بازى كرده و جنگهاى رده عربستان و جنگهاى خارج از آن كه تا مرزهاى چين از طرفى و مركز افريقا و مرزهاى فرنگستان از طرف ديگر پيش رفته است آنها را نابود ساخته زيرا به حكم ايمان و علاقه بآخرت خود را بكام ميدانها مىانداختند و براى درك سعادت شهادت جان ميباختند .
2 - بسيارى از آنان كه زنده ماندهاند در نواحى دور دست از مركز متفرق شده و بحفظ ثغور اسلام مشغولند و جمعى هم در اين تاريخ دنيادار شده و فريفته گرديده و از معنويات به دور افتاده اخلاص و عقيده خود را باختهاند .
3 - بدعت و تبليغات مخالف حق توسعه يافته و در محيط عمومى مسلمانان اصول نابجائى مورد اعتبار و احترام شده كه از حق و واقع ديانت و تعليمات قرآن به دور است و در اصطلاح آن روز بعنوان سنت خلفاء مشهور بوده است .
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 365
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٦٥