537 -
( 1 ) از هشام بن سالم از امام صادق ( ع ) فرمود چه آسانست آنچه مردم را از شما خشنود مىكند همان زبان خود را از آنها نگهداريد .
538 -
( 2 ) از زراره گويد امام باقر ( ع ) در مسجد الحرام بود و نام بنى اميه و دولت آنان بميان آمد يكى از اصحابش بعرض رسانيد كه همانا ما اميدواريم تو باشى صاحب آنها ( مقصودش اين بوده كه تو قائمى باشى كه آنها را براندازى و دولت حقه را تشكيل بدهى ) و خداوند امر امامت و حكومت حقه را به دست شما ظاهر و پيروز سازد .
فرمود من صاحب آنها نيستم و شاد نيم كه صاحبشان باشم زيرا اصحاب آنها در دوزخند و زنازادهاند ( امام از راه يك نوع تقيه صاحب را حمل بر غير مقصود متكلم كرده و بمعنى معاون و همكار دانسته و اين خود يكنوع از فنون بلاغت است كه در علم معانى مورد بحث شده و از كلام فصحاء و بلغاى عرب براى آن گواه آوردهاند ) .
زيرا خداوند تبارك و تعالى از آنگاه كه آسمانها و زمين را آفريده سال و روزگارى كوتاهتر از سال و روزگار آنها نيافريده است راستى خداوند بفرشتهاى كه سر چرخ بدست او است فرمايد تا آن را به خوبى درنوردد و دورانشان به زودى بگذرد .
539 -
( 3 ) از امام صادق ( ع ) فرمود اولاد مرداس هر كه بدانها نزديك گردد كافرش سازند و هر كه از آنها دور بماند فقيرش كنند و هر كه با آنها ستيزه كند او را بكشند و هر كه از آنها در قلعهاى متحصن شود او را به زير آورند و تسليم گيرند و هر كه از آنها بگريزد او را بگيرند تا زمانى كه دولت آنها بسر آيد .
شرح -
از مجلسى « ره » -
« ولد المرداس »
كنايه از بنى عباس است و شايد وجه آن اينست كه عباس بن مرداس سلمى صحابى و شاعر معروفى است و مقصود فرزندان هم نام ابن مرداس است .