كه با رسول خدا ( ص ) نمود و خود پيش آمد تا وارد مدينه شد و رسول خدا ( ص ) را در قبا بانتظار على ( ع ) گذاشت .
شرح -
من داستان ورود پيغمبر را بقبا از سيره ابن هشام در اينجا ترجمه ميكنم ج 1 ص 295 ط مصر .
پيغمبر 12 شب از ربيع الاول گذشته در قبا در روز 2 شنبه هنگام ظهر و سختى گرما به بنى عمرو بن عوف وارد شد و نزديك بود خورشيد به نصف النهار رسد .
از مردم مدينه نقل شده كه چون شنيديم رسول خدا ( ص ) از مكه بيرون آمده است و امروز و فردا وارد مىشود پس از اينكه نماز صبح را ميخوانديم بر سر تپه خود ميرفتيم و انتظار رسول خدا ( ص ) را داشتيم و از آنجا برنميخواستيم تا آفتاب همه جا را ميگرفت و سايهاى بجا نميماند و چون سايهاى نبود به خانه برميگشتيم روزهاى گرمى بود تا آن روز كه رسول خدا ( ص ) وارد شد بشيوه خود در انتظار نشستيم تا چون سايهاى نماند بخانهها برگشتيم و چون به خانه برگشتيم رسول خدا ( ص ) وارد شده بود و اول كس كه او را ديده بود يك مرد يهودى بود كه مىديد هر روز ما بانتظار ورود رسول خدا ( ص ) هستيم و فرياد كشيد اى بنى قبله اين بخت شما است كه رسيد .
گويد ما بيرون شديم نزد رسول خدا ( ص ) كه در سايه نخلى استراحت كرده بود و ابو بكر به همراه او بود و در سن و سال او بود و بيشتر ماها رسول خدا را تاكنون نديده بوديم و مردم برابر او روى دوش هم سوار شده بودند و او را از ابو بكر امتياز نمىدادند تا سايه نخله از رسول خدا ( ص ) بكنار رفت و ابو بكر برخاست و با رداى خود سايه بر او افكند و ما در اين صورت او را شناختيم .
ابن اسحاق گويد رسول خدا ( ص ) بكلثوم بن هدم برادر عمرو بن عوف وارد شد ( تا آنكه گويد ) ابو بكر بر حبيب بن مناف يكى از بنى الحرث خزرج در سنح وارد شد ( اين دلالت دارد كه ابى بكر پيش از پيغمبر وارد مدينه شده و منزل جداگانهاى داشته چنانچه در روايت روضه بيان شده است ) و برخى منزل ابو بكر را خانه خارجة بن زيد دانند .
سپس على بن ابى طالب ( ع ) سه شبانهروز در مكه بماند و امانتهاى رسول خدا ( ص ) را به صاحبانش رساند و برسول خدا ( ص ) پيوست و بهمراه او در همان منزل كلثوم بن هدم وارد شد و او را بقولى يك شب يا دو شب بيشتر در قباء اقامت نبود ( كه با رسول خدا ( ص ) بمدينه رفت ) تا آنكه گويد :
ابن اسحاق گفته رسول خدا ( ص ) از روز 2 شنبه تا 5 شنبه را در قبا بماند و مسجد قبا را ساخت و روز جمعه بسوى مدينه حركت كرد و هنگام نماز جمعه بمحله بنى سالم بن عوف رسيد و در مسجد وادى رانوناء اول نماز جمعه را برپا كرد ( پايان نقل از سيره ابن هشام ) .
من گويم هم در خبر و هم در سيره اين نكته را يادآور كرده است كه پيغمبر اسلام قبل از هجرت بمدينه و قبل از رسيدن به محل سالم بن عوف در روز ورود بمدينه نماز جمعه نخوانده بوده و نماز جمعه از چنين روزى تشريع و عملى شده است .
و از اينجا استفاده مىشود كه اداى نماز ظهر روز جمعه بكيفيت مقرره يعنى با دو خطبه و دو