تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
و فرموده است ( 17 - النحل ) و نشانه‌هائى و باختر آنان هدايت شوند . و فرموده است ( 11 - فصلت ) ما زيور كرديم آسمان دنيا را بچراغها - ولى حكم بر كائنات بدلالت آنها و گفتار در مدلولشان از نظر حركت آنها نزد عقل محال نيست و ما دفاع نكنيم از اينكه خدا آن را به يكى از پيغمبران خود آموخته باشد و معجزه او ساخته باشد ولى ما قطع بدان نداريم و شيوع آن را بمردم ديگر تا اين زمان معتقد نيستيم و آنچه از احكام نجوم دريابيم و بدانيم و برخى از آن درست درآيد اين از راه تجربه و عادتست و گاهى درست باشد و گاهى نادرست و هميشه درست نيايد زيرا دليل عقل و برهان قاطع از آيات قرآن و اخبار رسول ندارد و اين مذهب جمهور متكلمان عدليه است و عقيده بنو نوبخت از شيعه و عقيده أبو القاسم و ابو على است از معتزله انتهى . من گويم كلامش دلالت دارد بر اينكه نجوم حقست و دلالت ندارد بر جواز تعليم و تعلم و اخبار بكائنات بوسيله نجوم براى خبر معصوم بلكه اشاره بمنع از آن دارد كما لا يخفى . سيد مرتضى ره در جواب مسائل سلاريه پس از ابطال تاثير نجوم بدلائل و براهين گفته است وجه ديگر كه خدا را شيوه باشد كارى كند هنگام طلوع يا غروب يا اتصال يا مفارقت كوكبى مذهب منجمان نباشد و به ظاهر آن را گويند و اين خود امريست جائز ولى راهى براى دانستن آن نيست و ما از كجا بدانيم كه خدا را عادتست كه چون زحل و مريخ در درجه طالع باشند نحس باشند و مشترى در درجه طالع سعد باشد و چه دليل درستى بدان رسيده است و اگر بتجربه خود و متقدمان يا بجريان عادت استناد كنند گوئيم تجربه قطعى از كجا و نظم آن از كجا با اينكه ما مينگريم خطاء شما بيش از صوابست و دروغ بيش از راست و بسا كه اصابت شما از باب اتفاق باشد نه از راه صحت قواعد شما و اگر بگويند سبب خطاء در اخذ طالع و سير كوكب است . ما گوئيم خير اصابت در احكام از راه اتفاقست و تخمين و اين تأويل براى شما در صورتى درستست كه دليل قطعى بر صحت قواعد نجوم باشد تا خطاء آن تأويل شود و اگر دليل شما همان صحت احكام باشد خطاء در آن دليل فساد آن گردد ( تا آنكه گويد ) : سيد رضي الله عنه ] گفته اخبار از كسوف و اقتران كواكب و انفصال آن‌ها روش حسابى محكم دارد و اصول درست و قواعد ثابتى دارد و آن ربطى به احكام نجوم و تأثير در خوبى و بدى و زيان و سود ندارد و اگر ميان اين دو جز همين فرق نبود كه احكام آن‌ها در كسوفات و حساب ماه هميشه درستست و در احكام بيشتر نادرست و صحت احكام آنها ندرت دارد و ممكنست از راه تصادف باشد همين تفاوت بس بود و حمل يكى از آن دو بر ديگرى از قلت ديانت و حياء است انتهى . و در كتاب غرر و درر خود مانند همين را گفته و گفتار خود را كامل كرده و در ضمن استدلال خود بر اينكه اختران اثرى ندارند گفته قويترين دليل بر اينكه فلك و آنچه در آنست مؤثر نيستند و خورشيد و ماه و اختران روح ندارند و بىجانند دليل نقلى و اجماعست و خلافى نيست ميان مسلمانان در اينكه فلك زنده نيست و آنچه از اختران در آنست جان ندارند و همه مسخر و زير تدبير و تصرفند و از خود اختيارى ندارند و اين حقيقت ضرورى دين رسول خدا است و در پايان سخن خود گفته مسلمانان از قديم و جديد اجماع دارند بر تكذيب منجمان و بىاعتنائى به آنان و بعجز آوردن آنها و روايت از خود پيغمبر و علماى خاندانش و اصحاب خيارش در اين باره بىشمار است و پيوسته از مذاهب منجمان بىزار بودند و آن را گمراهى و محال مىشمردند و آنچه در اسلام به اين شهرتست چگونه دين‌دار و نمازگزارى
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 255 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى