( 1 ) هشام رو به امام صادق - يا ابا عبد اللَّه من مىبينم كه خط اجدادم در دست شما است .
امام - آرى در دست ما موجود است .
هشام - من حكم دادم كه ولاء اين آزاد كرده رسول خدا ( ص ) از آن تو است .
امام بيرون آمد و ميفرمود :
گژدم ار باز شود باز شويم * نعل حاضر بسر او بزنيم
گويد - من گفتم قربانت اين نامه چه بوده است ؟
فرمود : نثيله كنيز مادر زبير و ابى طالب و عبد اللَّه بود ( اين سه پسر عبد المطلب از يك مادر بودند ) عبد المطلب آن كنيز را برگرفت و با او همبستر شد و فلانى را ( يعنى عباس را براى او زائيد ) زبير به پدر خود گفت اين كنيز از مادر ما بوده است و به ارث از آن ماست و اين فرزندى كه آورده بنده ماها است و عبد المطلب همه خانوادههاى قريش را نزد او واسطه كرد گويد پس زبير در پاسخ پدر خود گفت ما از تو پذيرا شويم به شرط اينكه :
1 - اين پسرت در هيچ مجلسى بالا دست ما ننشيند و در صدر مجلس جا نكند .
2 - در ارث و امور مالى ديگر با ما سهيم نباشد و قرارنامه براى او نوشت و گواهانى بر آن گرفت و آن همين قرار نامه است .
شيعه از اصحاب يمين باشند
373 -
( 2 ) از عنبسة بن بجاد از امام صادق ( ع ) در تفسير قول خدا عز و جل ( 90 - الواقعة ) و اما اگر از اصحاب يمين باشند 91 - سلام بر تو باد از اصحاب يمين - فرمود : رسول خدا ( ص ) فرموده است بعلى ( ع ) ايشان شيعه تو باشند و فرزندان تو از آنها سلامت باشند از كشتار .