دنباله حديث 5 ( 1 ) أيا امتى كه فريبش دادند و فريب خورد و فريب فريبكار خود را فهميد دانسته بر پذيرش فريب اصرار ورزيد و پيرو هوا و هوس خود گرديد و خود را بتاريكى گم راهى زد و با اينكه حق و راستى برايش نمودار و روشن شد از آن رو برگردانيد و به راه واضح پشت كرد و از آن به يك سو شد .
هلا سوگند بدان كه دانه را شكافد و جاندار را بيافريند اگر شما دانش را از معدنش كسب ميكرديد .
و آب را گوارا و شيرين نوش ميكرديد و خوبى را از جايگاهش ذخيره ميگرفتيد و راه را از آنجا كه روشنست ميپيموديد و به روش درست ميرفتيد راهها در برابر شما گسترده و هموار بود و نشانهها براى شما پديدار و اسلام براى شما ميدرخشيد و خوش و فراوان ميخورديد و در ميان شما گرسنه و گرفتار نان خورانى بجا نميماند و به هيچ مسلمان و همكيش شما و نه كسانى كه از مذاهب ديگر در پناه شمايند ستمى نميرسيد .
شرح - از مجلسى ( ره ) -
« لو اقتبستم العلم من معدنه »
كلمه اقتباس را در آتش و دانش آورند يعنى بهره گرفتن از آنها و نوشيدن ماء بمعنى دريافت علم و ايمانست بروجه درست و تشبيه آنها به آب براى اينست كه سبب زندگى روحند چنانچه آب مايه زندگى تن است و گوارائى آن بمعنى پاك بودن از تحريف و بدعت و جهالت است پايان نقل از مجلسى .
من گويم در اينجا فراوانى نعمت و رهائى از گرسنگى و رنج عيال را از آثار حكومت حقه و عادله شمرده است و عدالت عمومى نسبت به مسلمان و غير مسلمان ملتزم به قانون اسلام را كه از آن به معاهد تعبير كنند از لوازم حكومت حقه شمرده است و اين فرمول را بدست داده كه :
حكومت حقه ملازم است با خورد و خوراك خوب و گرفتار نبودن به عيال و عدالت و برابرى همه افراد ملت و هر گونه ناراحتى و گرسنگى و بيكارى و اختلافات نشانه اينست كه حكومت حقه و درست نيست .
دنبال حديث 5 - ( 2 ) ولى شما راه تيره و تارى در پيش گرفتيد و جهان با همه فراخناى آن بر شما تيره و تار گرديد و در دانش به روى شماها بسته شد و با هواى نفس سخن كرديد و در دين اختلاف نموديد و ندانسته به احكام
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 51
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥١