تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
سرپرستى چنين حكومتى درست و به حق بيان كرده است و صراحت لهجه و شجاعت آن حضرت برتر از آن است كه نتواند براى بيان حقيقت در مجمع مسلمانان چنين انتقادى از آنان بنمايد بلكه چنين صراحتى لازم بوده است و در اين دوران آن حضرت هنوز اميدوار بود كه بر عليه اين حكومت ، انقلابى بوجود آورد البته انقلابى بر اساس قيام مردم و هشيار شدن آنان بوضعى كه بيك خون ريزى بنيان كنى منجر نشود و براى جنبش رهائى بخش مردم شرح حال اين زمامداران قلابى و نالايق لازم بود و در ضمن اخبار داده است از اينكه حكومت عمر پس از ابى بكر امريست مسلم و قراريست كه كودتاچيان پاى آن امضا گذاشته‌اند چنانچه وقتى ابى بكر در تقرير عهدنامه عمر كه بكاتب خود عثمان املاء ميكرد قبل از نام بردن او غش كرد عثمان از پيش خود نام او را نوشت و عهدنامه را تمام كرد و چون ابو بكر به هوش آمد و براى او خواند به دو آفرين گفت . از مجلسى ره - قوله « الا و ان اول شهادة زور » من در غير اين خبر نديده‌ام كه اهل سقيفه مدعى شده بودند نص بر خلافت ابى بكر را از طرف پيغمبر « ص » و اين غريب است - پايان نقل از مجلسى ره . من گويم به نظر ميرسد كه مضمون اين خبر درست است و مقتضى تفكر صحيحست به اين تقرير كه نقشه كودتاى سقيفه در آغاز امر اين بود كه ابى بكر را به حساب يك جانشين منصوص بمردم معرفى كنند و براى تقرير اين موضوع بهر وسيله بود در زمان شدت بيمارى پيغمبر او را بجاى آن حضرت در محراب كشيدند و نمازى با پيشوائى او اقامه كردند گو اينكه پس از اطلاع پيغمبر با آن كسالت او را به عقب راند و نشسته براى امت نماز خواند ولى كودتاچيان بدستاويز همين نيرنگ نص بر خلافت او تراشيدند و دو منظور داشتند : 1 - افكار عمومى را كه با نص غدير و نصوص ديگر پيغمبر اسلام در باره امامت و جانشينى على ( ع ) معتقد بودند كه انتخاب خليفه بايد بنص باشد بر توطئه خود تطبيق كنند و او را منصوص معرفى كنند و در حقيقت اين نص دوم را ناسخ نص خلافت على « ع » جلوه گر سازند و مردم را به اين وسيله فريب دهند و اين معنا از جمله‌هاى خطبه طالوتيه هم استفاده مىشود كه ميفرمايد « ايتها الامة التى خدعت فانخدعت » اى امتى كه او را فريب دادند و او هم فريب خورد و پذيرفت . 2 - زمينه را براى صدور نص از طرف ابى بكر براى عمر فراهم سازند زيرا اقرار توطئه كودتا بر اين بود كه پس از دوران ابو بكر كه به نظر آنها زود گذر و موقتى بود عمر بر سر كار آيد و اين نتيجه را هم گرفتند زيرا به زودى ابو بكر ببستر مرگ افتاد و بىترديد در آخرين نفس عمر را بجاى خود معرفى كرد و او را جانشين خود ساخت ولى پس از گرفتن اين دو نتيجه محيط عمومى در زير سياست قاطع و بىملاحظه عمر تغيير مهمى كرد از طرفى مدعيان خلافت در ميان اكابر صحابه بسيار شدند و جمعى از سران صحابه فكر زمامدارى را در مغز پروريدند چون طلحه و زبير و سعد بن أبى وقاص و . و . و از طرفى نفوذ بنى اميه در جامعه اسلامى اوج گرفت و دسته طرفداران آنها رو بفزونى و نيرومندى رفت و بطمع افتادند كه دير يا زود خلافت اسلامى را قبضه كنند و اين هر دو موضوع با پاى بندى بنص در خلافت و پيشوائى موافقت نميكرد و كم كم فكر سران اسلامى به اين نكته متوجه شد كه نص جعلى خلافت ابى بكر را پشت سر اندازند و روى اين اصل پافشارى كنند كه پيغمبر كس را به جانشينى انتخاب نكرد و پايه منحصر خلافت اسلامى بر اساس انتخاب از طرف سران اسلامست كه از آنها باصحاب حل و عقد تعبير ميكردند و خرده خرده اين فكر دوم ريشه بست و يك اصل مسلم اسلامى گرديد