( 1 ) امام صادق ( ع ) فرمود : اى ابا محمد راستى تو هم اين را ميگوئى ؟ گفت قربانت چگونه اين را نگويم ؟ فرمود : اى ابا محمد نميدانى كه خدا تعالى جوانان شما شيعه را ارجمند ميدارد و از سال خوردههاى شما خجلت دارد ؟
گويد : گفتم قربانت چطور جوانان را گرامى دارد و از سالخوردهها خجلت دارد ؟ فرمود :
جوانان را از اين عزيزتر دارد كه عذابشان كند و از سالمندان خجلت كشد كه بحسابشان رسد .
گويد : گفتم قربانت اين فضيلت مخصوص بما است يا براى همه اهل توحيد و يگانهپرستانست ؟
فرمود : نه به خدا كه مخصوص شما است نه همه مردم .
گويد گفتم : قربانت راستى كه بما لكهاى زدهاند كه پشت ما را شكسته و ماها را از دل مرده كرده و واليان و فرمانداران بخاطر آن خون ما را حلال شمرند براى حديثى كه فقهاى آنها بر ايشان روايت كردهاند ، گويد : امام صادق ( ع ) فرمود : مقصودت رافضى بودنست ؟ گويد گفتم : آرى فرمود : نه به خدا آنان شما را بدان نناميدند ولى خدا است كه اين نام را بشما داده است آيا نميدانى اى ابا محمد كه هفتاد مرد از بنى اسرائيل فرعون و قومش را ترك نمودند چون گمراهى آنان بر ايشان روشن شد و بموسى پيوستند چون براى آنها روشن شد كه در راه هدايت است و در ميان لشكر موسى آنها را رافضى ناميدند زيرا فرعون را رفض كردند و در ميان لشكر از همه بيشتر عبادت ميكردند و از همه بيشتر موسى و هارون و ذريه آنها را دوست داشتند و خدا بموسى ( ع ) وحى كرد كه اين نام را در تورات براى آنان ثبت كن زيرا من آنها را بدين نام ناميدم و آن را بدانها بخشيدم موسى آن را براى آنها ثبت كرد و خدا عز و جل آن نام را ذخيره كرد تا بشما بخشيد اى ابا محمد آنان خير را
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 54
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥٤