تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
را آفريده است از او نيروى تازه نگرفته و پيش از آنكه چيزى را پديد آورد ناتوان نبوده است و پيش از آفرينش هر چيز هراس نداشته و از تنهائى خود نگران نبوده ، به چيزى نماند و پيش از آفرينش خود بىسلطنت نبوده و پس از آنكه هر چه آفريده بروند هم بىسلطنت نشود ، معبودى بوده زنده نه بزندگى عرضى ، و مالك بوده پيش از آنكه چيزى را بيافريند ، و مالك است پس از آفرينش كون براى خداوند نيست چگونگى مكان ، و نه اندازه‌اى كه شناخته شود و چيزى هم به دو نماند كه نمونه داشته باشد هر چه بماند پيرى ندارد و از ترس ديگرى ناتوانى نگيريد او از چيزى نترسد چونان كه آفريده‌هايش از چيزى بترسند ولى شنوا است بىگوش و بينا است بىچشم و توانا است بىنيروئى از خلقش و ديده بيننده‌ها او را نيابد و در گوش شنونده‌ها نگنجد هر گاه چيزى خواهد ، مشورت و كمك و كسب اطلاع از ديگرى لازم ندارد و هر چه را از خلق خود خواهد از ديگرى نپرسد و كسب تكليف نكند ديده‌ها او را در نيابند و او ديده‌ها را در يابد و او است لطيف و خبير . و من گواهم كه نيست شايسته پرستشى جز خدا تنها است ، شريك ندارد و من گواهم كه محمد « ص » بنده و رسول او است او را براى رهبرى فرستاده و بكيش درست ، تا او را بر همه كيشها چيره سازد و گرچه مشركان را بد آيد و او رسالت خود را تبليغ كرد و راه دلالت را براى خلق آماده ساخت . شرح - از مجلسى « ره » - قوله « و لا كان لكانه » اين تعبير طبق لغت « ابى الحرث بن كعب » را شايد كه واو ساكن را بخاطر فتحه ما قبل الف گويند يعنى بود او را كونى نباشد يعنى وجود زائد بر ذات خود ندارد و يا مقصود اينست كه وجودش چون وجود ممكنات نيست كه داراى كيفيت باشد .