تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
( 1 ) بامدادان در محل بنام احجار الزيت انجمن شويد و براى نشانى همه سرها را تراشيده باشيد و خود امير المؤمنين ( ع ) هم سرش را تراشيد و از آن جمع با سر تراشيده حاضر وعده‌گاه نشدند جز ابو ذر و مقداد و حذيفه بن يمان و عمار بن ياسر و سلمان هم در آخر آنان رسيد و آن حضرت دست به آسمان برداشت و فرمود : بار خدايا اين مردم مرا خوار شمردند چونان كه بنى اسرائيل هارون را بار خدايا تو دانى آنچه نهان داريم و آنچه عيان داريم و هيچ چيزى در زمين و نه در آسمان بر تو پنهان نيست مرا مسلمان از دنيا بر و بنيكان برسان . هلا سوگند به خانه كعبه و آنكه دست بكعبه سايد ( و هم در نسخه ايست كه ) و هم سوگند بمزدلفه و گامهائى كه براى رمى جمره بر دارند اگر نبود سفارش و عهدى كه پيغمبر امى به من كرده است من همه مخالفان را بدره مرگ ميانداختم و بر آنها باران برق خيز مردن ميفرستادم و به همين زودى خواهيد دانست . شرح - از مجلسى « ره » - « على الموت » يعنى متعهد شوند كه آماده يارى باشند و او را يارى كنند تا بميرند و كشته شوند ، فيروزآبادى گفته است احجار الزيت مكانى است در مدينه . 6 - ( 2 ) از محمد بن سليمان از پدرش گويد من نزد امام صادق ( ع ) بودم كه ابو بصير نفس زنان شرفياب شد و چون بجاى خود نشست امام صادق ( ع ) به او گفت اى ابا محمد چرا به اين تندى نفس ميزنى ؟ در پاسخ گفت : قربانت يا ابن رسول اللَّه پير شدم و استخوانم باريك شده و مرگم نزديكست و نميدانم در آخرت چه وضعى دارم ؟