شده و بما سپرده شده است ( 1 ) و اما آنچه پديدار گردد و از نو رسد الهامى است كه بدل افتد و يا انگشت اخبارى است كه به گوش زنند و از هاتف غيب بما گفته شود با اينكه پس از پيغمبر ما محمد پيغمبرى نيست .
شرح - از مجلسى ره - « قوله
حتى حملاه اياه
» شايد مقصود اين باشد كه پس از غصب خلافت على او را وادار ببيعت كردند زيرا معنى آن اينست كه خلافتى كه از او غصب كردند بواسطه بيعت مسئوليت اجراء امور را هم به گردن او نهند .
قوله « ماض » يعنى علم بامور گذشته و « غابر » يعنى علم بامور آينده و « حادث » آن علمى كه هر ساعت براى آنها پديد شود از علومى كه خداوند بدانها افاضه كند بتوسط فرشته يا بيواسطه و شرح آن در كتاب حجت گذشت .
دنباله حديث 95 - ( 2 ) و پرسيدى از ام ولدهاى آنان ( حكومت جور ) و از نكاح و طلاقشان ؟
جواب - اما ام ولدهاى آنها تا روز قيامت زناكارند ( چون استرقاق آنها به اجازه امام بر حق نيست ) نكاح آنها بىاجازه ولى شرعى است ( در موارد نكاح صغار و هر جا كه حكومت نامشروع دخالت مىكند ) و طلاقشان در غير عده مقرر است ( زيرا عده مقرر در طلاقى است كه در طهر غير مواقعه باشد و با دو گواه عادل انجام شود و در صورت عدم تحقق شرائط مقرره عده مقرر اجراء نمىشود با اينكه خداوند فرموده است « فطلقوهن لعدتهن » يعنى زنان را براى انجام عده خود طلاق بدهيد ) و اما هر كه دعوت ما را پذيرفته ايمانش بنياد گمراهى او را ويران ساخته و يقينش شكش را برانداخته و پرسيدى از دادن زكات بآنها ؟
جواب - آنچه عنوان زكات دارد شما بدان شايسته تريد زيرا ما آن را براى شما شيعهها حلال كرديم هر كه از شما باشد و در هر جا باشد ؟
و پرسيدى از ضعفاء و ناتوانان در تحصيل عقيده حق .
جواب - ضعيف معذور كسى است كه حجت مذهب حق به او نرسيده و پى باختلاف مذاهب نبرده است و هر گاه اختلاف مذاهب را فهميد و درك كرد ديگر مستضعف نيست ( و بايد بكوشد تا حق را بفهمد )
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 239
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٣٩