اينكه زارع بذر افشاند و يا آنكه نهال بكارد ، و بسيارى از بيماريها دورهاى دارد در مزاج بيمار كه خود به خود بگذرد و بهبودى پديد آيد از اين جهت ميفرمايد بيشتر فائده پزشك از نظر روانى و روحى است و براى خوش كردن دل بيمار است .
53 - ( 1 ) از امام صادق ( ع ) فرمود هيچ دردى نيست مگر آنكه بتن شتابد ( راه دارد خ ) و بانتظار است كه چه زمانى فرمان به دو رسد تا تن را فروگيرد و در روايت ديگر فرموده است كه - جز تب زيرا كه آن يكباره بتن در آيد .
شرح - از مجلسى ره - « قوله :
و هو شارع الى الجسد
» يعنى بدان راهى دارد و نفوذ مىكند و شايد مقصود اينست كه غالب دردها در خود تن مادهاى دارد و در مورد اقتضاء شدت يابند جز تب كه بىماده درونى به بدن تسلط يابد مثلا مانند ورود هواى سرد يا گرم بر آن .
54 - ( 2 ) از داود بن زربى گويد من در مدينه سخت بيمار شدم و به گوش امام صادق ( ع ) رسيد و به من نگارش فرمود كه :
دردمندى تو به من رسيد ، يك صاع گندم بخر ( يكمن تبريز كمتر ) و بر پشت بخواب و آن را بر سينهات بيفشان هر گونه افشان شد و بگو : بار خدايا من از تو خواهش دارم بدان نام تو كه هر گاه آن پريشان تو را بدان بخوانند آنچه پريشانى دارد از او بر طرف كنى و او را بر زمين جاى گزين سازى و خليفه بر خلق خودت نمائى كه رحمت فرستى بر محمد و اهل بيتش و مرا از اين دردى كه دارم عافيت بخشى ، سپس برخيز بنشين و آن گندم را از گرد خود جمع كن و همان ذكر را بخوان و آن را به چهار مد ( در حدود يك چارك ) بخش كن و هر يك را بمسكينى بده و همان ذكر را بخوان ، داود گويد : من چنين كردم و گويا از بند رها شدم و ديگران هم عمل كردند و از آن سود بردند .
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 166
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٦٦