تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
را حكايت كرده است ( در سوره طه آيه 124 ) پروردگارا چرا برما رسولى نفرستادى تا پيش از آنكه خوار و رسوا شويم از آياتت پيروى كنيم و از همين جا است كه خدا در برابر اين حجت و دست آويز بشر در سوره آل عمران آيه 183 فرمايد « بتحقيق براى شما رسولانى پيش از من آمد كه هم معجزات آورده بودند و هم آنچه شما گوئيد آورده بودند چرا آنها را كشتيد اگر راستگويانيد » بنا بر اين علت و حاجت و دست آويز بندگان بر طرف نشود مگر بوجود رسولى ترساننده كه بر آنها مبعوث شود تا كجى آنها را درست كند و مصالح امور دين و دنياى آنان را به آنها گزارش دهد و براى مظلومانشان از ظالمانشان انتقام كشد و حق ناتوان را از توانا بستاند ، حجت خداى عز و جل بر آنها لازم نشود جز با اين وضع ولى چون خداى عز و جل خبر داد كه دوران رسولان و پيغمبران خود را بمحمد ص پايان داده است ما پذيرفتيم و يقين كرديم كه پس از وى رسولى نيست و بناچار بايد كسى باشد كه در مقام او بنشيند و حجت خدا باشد برما و رفع عذر ما را بنمايد زيرا خداى عز و جل در كتاب خود برسول خود ص خطاب كرده است كه همانا تو منذرى و براى هر قومى هدايتكننده اى و حاجت بانذار و هدايت او در ما هم هست و تا گذشت دنيا و برداشت تكليف امر و نهى برجا است و اين هادى نبايد چون ما باشد كه خود محتاج كسى باشد كه او را براستى وادارد و به او دستورات را تبليغ كند و او را به حق هدايت كند و نبايد نيازمند مخلوقى چون ما باشد در هيچ نكته اى از علم شريعت و مصالح دين و دنيا بلكه خود بايد قيم ديگران و رهبر آنها باشد به خداوند جهان بالهام حضرت منان چنانچه بمادر موسى الهام كرد و او را هدايت كرد براهى كه نجات خودش و فرزندش موسى از فرعون و قومش در آن بود و علم امام بايد از خدا و شخص رسول خدا بدست او آيد و