هالكين و او را ناجى شمرد و فرمود هر كس بدانها تمسك جويد هرگز گمراه نگردد و گفته او است ص گه در امتش كسانى باشند كه از دين بيرون جهند چنانچه تير از كمان بيرون جهد و آن كه از دين بيرون جسته باشد از كتاب و عترت بر كنار است و با اين بيان بما اعلام فرموده است كه در آنچه ميان ما بجا گذاشته خدا را از ارسال رسل بسوى ما بىنياز ساخته و عذر ما را قطع كرده است و حجت را بر ما تمام نموده است ما مىبينيم كه امت اسلامى بعد از پيغمبر خود ص در قرآن و تنزيل او و سور و آيات او و قرائت و معانى او و تفسير و تاويل او اختلافات بسيارى كردند و هر كدام براى عقيده خود بآيات قرآن استدلال كردهاند از اينجا دانستيم آن كسى كه آنچه را مورد حاجت مردم است از قرآن بدرستى ميداند همان كسى است كه خدا و رسولش او را قرين قرآن قرار دادهاند كه تا روز قيامت از آن جدا نشود با اين حال بايد آن رهبرى كه قرين قرآن است حجت و دليلى براى معرفى خود داشته باشد تا مردمى كه طرف او هستند و به او محتاج ميباشند او را بشناسند و بوسيله آن در صفات و علم و ثبات از سائرين ممتاز باشد و بدان چه خود دارد از آنها بىنياز باشد و معرفتش نزد مردم ثابت گردد بدلالت يك معجزه و حجتى لازم كه طرفهاى او را ناچار كند اعتراف بامامت او نمايند تا بدين وسيله مؤمن حقگو از كافر باطلجو و معاند كه با دروغ و چرت و پرت و سخنبافى و تاويلات بى جا براى قرآن و اخبار بمردم اشتباه كارى مىكند جدا گردد ، زيرا شخص معاند برهان را نمىپذيرد
در بيان اعتراض و جواب آن
اگر كسى از اهل الحاد و عناد اعتراض كند كه تنها همان قرآن حجت تامه خدا است كه وسيله بى نيازى از ائمه هدات است براى آنكه در قرآن همه چيز بيان شده است و خداى عز و جل هم فرموده است
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 378
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٣٧٨