تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
نجات خود برگمارند و از پرتگاه نابودى بر كنار دارند و از آنچه از فرائض خداى عز و جل از فهم آنان بگريزد براى آنها بيان كنند و با كتاب خداى عز و جل آنها را برشد هدايت كنند تا دين براى آنها محفوظ بماند و از طرف دانشمندان فاسق شبهه در آن راه نيابد و فرائض خداى عز و جل بوسيله آنها تبليغ شود و باطل در آن درنيايد و احكام خدا مجرى گردد و تبديل و ديگرگونى نپذيرد پس رسالت و نبوت بمنزله سنت باشد و امامت بمنزله فرض و فرائض خداى عز و جل كه بوساطت محمد ص برما جارى شده است پا برجا است و منقطع نشود تا قيامت ديگرگون نگردد با اينكه ما اخبارى كه دلالت دارند در فاصله ميان عيسى و محمد ص دوران فترت بوده و پيغمبر و وصى در آن نبوده منكر نيستيم و گوئيم اخباريست درست ولى مقصود از آنها آن نيست كه مخالفان ما بدان عقيده مند شده‌اند كه پيغمبر و امام و رسول وجود نداشته است همانا مقصود از اين دوران فترت اينست كه ميان آن دو رسول و نبى و وصى معروف و مشهورى كه پيش از آنها معمول بوده است نبوده و قرآن هم بدين معنى گويا است زيرا ميفرمايد خداى عز و جل محمد را مبعوث كرد در هنگامه فترت رسولان شريعتگذار نه در دوران فترت پيغمبران و اوصياء آرى ميان محمد ص و عيسى هم پيغمبران و امامانى بودند كه در پرده بودند و ترس از دشمنان داشتند كه از آنها است خالد بن سنان عبسى پيغمبرى كه كسى مقام او را نتواند رد كرد و منكر او نتواند شد زيرا اخبار نبوت او مورد اتفاق خاص و عام است و نزد همه مشهور است و دخترش زنده بود تا رسول خدا را درك كرد و خدمت او شرفياب شد و پيغمبر در باره او فرمود اين دختر پيغمبريست كه قومش او را ضايع كردند و قدرش نشناختند و او خالد بن سنان عبسى است كه پنجاه سال پيش از پيغمبر خاتم مبعوث شده است و نسب او