2 - هرون بن خارجه گويد هرون بن سعد عجلى به من گفت آن اسماعيل كه شما برايش گردن ميكشيديد ( در انتظار امامتش بوديد ) مرد و جعفر هم پيره مرديست كه فردا يا پس فردا ميميرد و شما بىامام ميمانيد ، من ندانستم چه بگويم ، امام ششم را از گفتارش خبردار كردم فرمود هيهات هيهات آرى به خدا ، آرى به خدا اين امر امامت پى بريده نشود تا روزگار سر آيد چون او را ديدى بگو اين موسى بن جعفر است بزرك مىشود و زن ميگيرد و فرزند مىآورد و جانشين او مىشود ان شاء الله اين امام ششم جعفر صادق است كه به خدا سوگند مىخورد كه امامت منقطع نشود تا شب و روز منقطع گردد فترت ميان رسل روا بود زيرا بعضى از رسل شرايع و قوانين تازه ملت را مىآوردند و آنها را تجديد ميكردند و همديگر رانسخ ميكردند ولى پيغمبران مبلغ و ائمه عليهم السلام چنين نباشند و حق تجديد قانون ندارند و شريعتى بوسيله آنها نسخ نميشود و ملتى عوض نميگردد ، ما ميدانيم كه ميان نوح و ابراهيم ، ميان ابراهيم و موسى ، ميان موسى و عيسى ؛ ميان عيسى و محمد ص پيغمبران و اوصياء بسيارى بودند و فقط مبلغ و يادآور امر خدا بودند و آنچه را خدا از وصايا و كتب و علوم و آنچه رسولان آورده بودند حفظ ميكردند و نگاه ميداشتند و هر كدام از اين پيغمبران يادآور و وصى و مبلغى داشت كه آنچه را از علوم و وصايا داشت حفظ ميكرد و ميرسانيد و چون خداى عز و جل رسولان شرع گذار را بمحمد ص ختم كرد روا نباشد كه زمين از وجود وصى هدايتكننده تذكر ده خالى بماند كه قيام بامر شريعت او كند و از طرف او آنچه را امانت دريافته حفظ كرده بمردم
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 372
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٣٧٢