تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
سازد وارث را ميان دوست و دشمن تقسيم كند زندگى را تباه كند و لذتها را زهرناك سازد و خانه‌ها را ويران كند و جمع را از هم بپاشد بلند را پست كند و و الا را خوار سازد همانا بند خود را در من فرو هشته و دام خود را برايم گسترده است و در صورتى كه سردست او را بالاى تخت اين جشن برده بودند با پاى برهنه و پياده از آن بيرون آمد و لشكريان و اطرافيان خود را جمع كرد و گفت اى بزرگان كشور من با شما چه كردم و از وقتى پادشاه شما شدم بشما چه دادم ؟ پادشاها براى ما بسيار زحمت كشيدى و ما همه جان خود را بفرمان تو تقديم كرديم و هر چه بفرمائيد اطاعت كنيم ؟ يك دشمن خطرناك بر سر من آمده و شما از او جلوگيرى نكرديد با اينكه نيرومند و مورد اعتماد من بوديد و او را مهلت داديد تا به خانه من وارد شد ؟ پادشاها اين دشمن كجا است ؟ ديدنى است يا نديدنى ؟ خودش ديده نشود ولى اثرش ديده شود پادشاها اين نيروى ما است كه ملاحظه ميفرمائيد ما مقاومت داريم مدبران لايق داريم او را بما نشان بده تا چنانچه ممكن است دفاع كنيم و او را كفايت كنيم من بسيار بشما فريفته شدم و بى جا بشما اعتقاد كردم كه شما را يار گرفتم و سپر خود ساختم و ثروت دادم و مقام دادم وصله زندگى خود كردم در برابر ديگران تا مرا از دشمنان نگهدارى كنيد و پاسبانى ، براى شما شهرها ساختم و قلعه‌ها پرداختم و در مصالح خود بشما اطمينان داشتم ، گرفتارى را از شما دور كردم و شما را براى يارى و نگهدارى آماده كردم ، با خود شماها به خود ترس راه نميدادم گمان نميبردم مرگ بنياد مرا بكند در صورتى كه شما گرداگرد كاخ من ملازم هستيد