تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
بما ترحم كند چون مردم اين طور اظهار كردند علماء راضى شدند و آنها يك سال تمام نماز خواندند و روزه گرفتند و عيادت كردند و صدقات بزرك دادند و چون سال عبادت گذشت كاهنان گفتند وضع كار اين ملت دلالت دارد كه اين نوزاد وقتى پادشاه شود هم نابكار باشد و هم نيكوكار و هم جبار باشد و هم متواضع ، هم بد كردار باشد و هم خوشرفتار ؛ ستاره شناسان هم با آنها موافقت كردند به آنها گفتند از كجا شما اين سخن را ميگوئيد ؟ كاهنان گفتند ما از نظر جشن ساليانه رقص و لهو و كارهاى باطل كه براى او شد و از نظر وضع سال بعد چنين استنباط كرديم ستاره شناسان گفتند ما از مطالعه استقامت زهره و مشترى چنين استنباط كرديم ، اين پسر با يك وضع تكبر آميزى پرورش يافت كه اندازه نداشت ، يك وضع خوشگذرانى پيش گرفت كه به وصف نيامد و يك ستمكارى پيشه كرد كه برتر از طاقت مردم ، زور گفت و جور كرد ستم كرد در احكام خود دوسترين مردم نزدش كسى بود كه او زا تملق ميگفت و با كردار ناپسندش اظهار موافقت ميكرد و هر كس با او در اين روش مخالفت ميكرد نزد او مبغوض بود بجوانى و تندرستى و نيرو و پيروزى و نصرت فريفته شده و سر تا پا شادى و خودبينى شده بود و روش خود را ميپسنديد بهر چه دلش ميخواست رأى ميداد و هر چه را شهوتش ميطلبيد ميشنيد تا سى و دو سال از عمرش گذشت سپس زنان خود را كه دختران ملوك بودند با كودكان خود و كنيزان خواننده و اسبهاى تنومند و انواع مركبهاى فاخر و پيشخدمتها را جمع كرد و دستور داد بهترين جامه‌هاى خود را بپوشند و خود را بيارايند و در جشنى شركت كنند كه روبروى آفتاب زدن ساخته بود و كفش
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 325 | الشيخ الصدوق / محمد باقر كمره‌اى