4 - من ديگر مصيبت خانه شدم و با دوش خانوادهام - دوران و نزديكان از من در آزارند 5 - زمانه و روزگار چنين خيانتكارند - براى آنها در هر چرنده اى بهره ايست عوف بن كنانه كلبى سيصد سال عمر كرد و چون مرگش رسيد فرزندانش را جمع كرد و به آنها وصيت كرد او عوف بن كنانة بن عذرة بن زيد بن ثور بن كليب است به آنها گفت اى پسران من وصيت مرا حفظ كنيد ، اگر آن را عمل كنيد بعد از من سادات قوم خود باشيد ، خداى خود را پرهيزكار باشيد اندوه مخوريد ، خيانت نكنيد ، درندگان را از خوابگاه آنان انگيخته نكنيد تا پشيمانى بكشيد ، چشم پوشى از بديهاى مردم را جائزه آنها قرار دهيد تا سالم باشيد و سازش كنيد ، از آنها درخواستى نكنيد تا بر آنها گران بار گرديد ، خاموشى را شيوه خود سازيد مگر از گفتار حق تا پسنديده باشيد با مردم دوستى كنيد تا سينه آنها براى شما سلامت اندوزد ، جلو نفع مردم را نگيريد تا از شما شكوه كنند ، خود را از مردم در پرده نگهداريد تا آرامش خاطر داشته باشيد ، با آنها بسيار منشينيد تا سبك شمرده شويد ، چون مشكلى پيش آمد كرد بردبارى كنيد ، بروزگار جامه مناسب او را بپوشيد نام خوش باوقار و احترام بهتر است از بدنامى كه خوشى داشته باشد ، هر كس براى شما تواضع كرد به او تواضع كنيد زيرا نزديكترين وسيله دوستى است و بدترين جدائى و آشوب دشمنى است ؛ بر شما باد بوفادارى ، عهدشكنى را زير پا گذاريد تا كلههاى شما امن باشد ، حسب خود را با ترك دروغ زنده كنيد زيرا آفت مردانگى دروغ است و خلف وعده ، مردم را از خويشان خود آگاه نكنيد تا خوار شويد ، تجمل را از دست ندهيد ، از غربت بپرهيزيد كه خواريست ، دختران خود را بغيرهم كفو
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 255
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٥٥