تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
2 - كه مردى سخاوتمند و فروزنده و بزرگوار است و از روى مردانگى خود به لبيد كمك كرده است 3 - شترهاى كوه پيكر براى او فرستاده كه گويا بنى حام بر پشت آنها نشسته‌اند 4 - اى ابو وهب خدايت جزاى خير دهد ما آنها را نحر كرديم و با تريد مهمانى كرديم 5 - باز هم عطا كن كه مرد كريم برگشتى داشت و عقيده من اينست كه زاده اروى هم برگشت ببخشش دارد لبيد گفت دختر جانم خب گفتى جز آنكه در ضمن آن سؤال درج كردى و گدائى كردى گفت پدر جان گدائى و سؤال از پادشاهان خجالت ندارد ، گفت دختر جانم تو شاعرتر هستى ذو الإصبع عدوانى كه نامش حرثان بن حرث بن محرث بن ربيعة بن هبيرة بن ثعلبة بن طرب بن عثمان است سيصد سال زنده بود و اسلام را درك نمود عامر بن طرب عدوانى سيصد سال زنده بود محصن بن غسان بن ظالم بن عمرو بن قطيعة بن حرث بن سلمه بن مازن زبيدى دويست و پنجاه سال زنده بود و اين شعر را سرود 1 - هلا اى سلم من از شما نيستم ولى مردى هستم كه قوم من طوائف بشرند 2 - مرا دو دعوتكننده بسوى خود خواندند گفتمها چه مىگوئيد گفتند هر كس دعوت شود اجابت مىكند هلا اى سلم من برخاستن مرا عاجز كرده كسب و گناه مرا عاجز كرده است
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 254 | الشيخ الصدوق / محمد باقر كمره‌اى