2 - و سنگهاى سخت بر او بنه كه روزنههاى آن بسته شود و شكافهاى آن 3 - تا آن خاكهاى نرم روى او را نگهدارى كنند و هرگز ما را نخواهند نگهداشت در احوال لبيد بن ربيعه حكايت شده است كه :
كه نذر كرده بود هر وقت باد شمال ميوزد يك شتر بكشد و كاسه مهمانى را پركند جز آنكه در اول حديثش گذشت چون وليد بن عقبة بن ابن معيط والى كوفه شد براى مردم خطبه خواند حمد خدا را كرد و ثنا بر او نمود و صلوات بر پيغمبر ( ص ) فرستاد گفت اى مردم شما ميدانيد وضع حال لبيد بن ربيعه جعفرى و شرافت و مردانگى او را ميدانيد كه بر خود نذر كرده هر وقت باد شمال بوزد يك شتر بكشد ، بجوان مردى ابو عقيل كمك كنيد سپس از منبر به زير آمد و پنج شتر و چند بيت شعر بر او فرستاد كه در آن سروده بود 1 - مىبينم كه قصاب كارد خود را تيز مىكند هر گاه بادهاى ابو عقيل بوزد 2 - مرديست با سخاوت و فروزنده و جعفرى كريمنيا مانند شمشير درخشان 3 - جعفرى با هر چه دارد به نذر خود وفادار است با گرفتاريها و كمى مال دنيا بعضى گفتهاند بيست شتر براى او فرستاده است چون هديه امير به او رسيد گفت خدا بامير جزاى خير دهد او ميداند كه من شعر نميگويم و نميدانم ولى اى دخترك بيرون بيا ، دخترك پنج ساله اى نزد او بيرون آمد به او گفت تو شعر امير را پاسخ بگو ، پيش آمد و پس رفت و گفت به چشم و اين شعر را سرود 1 - چون بادهاى ابى عقيل بوزد - وقت وزيدن آن وليد را ميخوانيم
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 253
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٥٣