تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
5 - از همه طوائف جن و انس گذشتم - و دريائى عميق و تاريك سر را هم درآمد 6 - و يقين كردم كه پس از اين منزل راه نيست - براى هيچ طماع و صاحب همتى بعد از من 7 - من به كشور خود برگشتم و بار اقامت افكندم - در مصر و اين روزگار تنگى دارد و نعمت 8 - من در همهء مصر صاحب اهرامم - و سازنده ظرفهاى سفالين و پيش قدم 9 - آثار دست و حكمت خود را در آن واگذاردم كه در روزگار كهنه نگردد و ويران نشود 10 - در آن گنجهاى انبوه و عجائبى است و روزگار تلخى و حمله سخت دارد 11 - ميگشايد قفلهاى من و عجائب مرا ولى پروردگارم كه در آخر الزمان ظهور كند 12 - در اطراف خانه خدا امورش پديدگردد و بناچار برترى يابد و نام او بلند شود 13 - هشت و نه و دو و چهار و نود ديگر از شهيد جفاى ابن ملجم 14 - بعد از آن هفتاد سال مكرر شود - و اين برانى از هم بريزد و ويران گردد 15 - و همه گنجهاى من آشكار شود جز اينكه من مانند . اين پيش آمد را جدائى و پشيمانى ميدانم 16 - گفتار خود را نوشتم در باره سنگهائى كه بريدم - و محققا فانى ميشوند و من هم بعد از آنها فانى ميشوم و نابود ميگردم چون ابو الجيش حمارويه ابن احمد از اين مضمون مطلع شد گفت اين چيزيست كه احدى را در آن