تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
خبر دادند كه ساختمان شهر تمام است گفت برويد سورى گرداگرد شهر بسازيد و اطراف آن سور هزار كاخ بسازيد و بر هر كاخى هزار پرچم برافرازيد تا در هر يك از اين كاخها يكى از وزيران من نشيمن كند برگشتند و همهء اينها را بجا آوردند و به او خبر دادند كه از تمام دستورات فارغ شدند ، بمردم اعلام كرد كه براى تماشاى * ( إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ ) * آماده شوند تا ده سال خود را آماده آن نمودند و پادشاه براى ورود به آن حركت كرد و يك شبانه روز ديگر به آن شهر داشت كه خداى عز و جل بر او و همراهانش عذابى از آسمان فرو فرستاد و همه را نابود كرد و نه او و نه ديگرى كه با او بود وارد ارم نگرديد ، اينست وصف * ( إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ ) * كه ماند آن در بلاد ايجاد نگرديده است و من در كتب خوانده‌ام كه يك مردى وارد آن مىشود و آنچه در آنست مىبيند و از آن بيرون مىآيد و آنچه را ديده باز ميگويد و كسى از او نمىپذيرد ولى دينداران در آخر الزمان به آن وارد ميشوند مصنف اين كتاب گويد اگر روا باشد كه در زمين بهشتى باشد و از ديده مردم نهان باشد واحدى از مردم بدان راه نبرند و آن را بوسيله اخبار بدانند و وجودش را بفهمند چرا از راه اخبار معتقد نشوند كه اكنون قائم عليه السلام در پشت پرده غيبت است و اگر روا باشد كه شداد بن عاد نهصد سال عمر كند چرا روا نباشد كه قائم عليه السلام به آن اندازه يا بيشتر عمر كند با آنكه خبر شداد بن عاد را ابى وائل گفته و اخبار قائم را پيغمبر و ائمه گفته‌اند آيا اين جز مكابره در انكار حق و حقيقت است من در كتاب معمرين ديدم كه هشام بن سعيد جهانگرد گفته ما در اسكندريه سنگى يافتيم كه در آن نوشته بود من شداد بن عادم منم كه ستونهائى ساختم كه مانند آن در بلاد ايجاد نشده و لشكرها
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 240 | الشيخ الصدوق / محمد باقر كمره‌اى